جملهء بهترين افراد قريشى بود ، تا چهل سال ، يك شعر هم نگفته باشد ؛ حال آنكه دختران خردسال عرب به شعرگوئى سليقه و ملكهء فطرى دارند . چطور مى توان گمان كرد كه بدون تعليم و تعلّم ، دفعتا ، كتابى وضع و تأليف نمايد كه به علوم و حكم عجيب و غريب و هدايات مؤثّر مشتمل ، و داراى چنان احكام و قوانين باشد كه اخلاق و روح را تبديل نمايد ؟ ! ضرور « 1 » بايد پرسيد كه شخص دوّمى كه اين سخنان را به آن حضرت - صلّى اللّه عليه و سلّم - آموخت ، و اين گونه كلام بى نظير را ساخته به او داد ، چه كسى بود كه در اثر قابليّت بى نهايت او كتابى مانند قرآن به وجود آمد ؟ ! در نام اين آدم موهوم اختلاف بود ؛ نام هاى چند نفر غلام عجمى را برده اند ؛ از قبيل ( جبر ، يسار ، عايش ، يعيش ، و غيره ) كه در آنها كسى يهود ، و كسى نصرانى بود ؛ بلكه در باب بعض افراد گفته شده كه آنها نصرانيّت را ترك گفته ، دين اسلام را قبول كرده بودند .
مى گويند كه آن حضرت - صلّى اللّه عليه و سلّم - نزد يكى ازين ها ، گاه گاهى رفت و آمد داشت ، و با وى مصاحبت مى فرمود ، و يا او به خدمت آن حضرت - صلّى اللّه عليه و سلّم - گاه گاهى حاضر مى شد . امّا ، محل بسى تعجّب است كه تاريخ اسماى چنين انسان هاى قابل و فاضل را به تيقّن و تعيّن كامل ضبط ننموده ؛ و حال اينكه دنيا شخصى را كه از نزد افراد مذكور ياد گرفته ، و محض نقل مى كرد ، به كمال انقياد « 2 » پذيرفتند ؛ حتّى كسانى كه نبوّت او را هم قبول نكردند ، جز اين چاره نديدند كه او را بزرگترين مصلح و كامل ترين انسان دنيا قبول نمايند . به هرحال ، ازين اعتراض سفيهانهء مشركين ، ضرور به اثبات رسيد كه امّى بودن آن حضرت ( ص ) قبل از دعوى بعثت نزد آنها چنان مسلّم بود كه علوم و معارف قرآنى را با امّيّت مسلّمهء آن حضرت ( ص ) نمى توانستند تطبيق دهند ؛ بنابرآن ، مجبور بودند كه بگويند كه شخص ديگر اين سخنان را به آن حضرت ( ص ) تعليم مىدهد ؛ در تعليم يافتگى آن حضرت - صلّى اللّه عليه و سلّم - شك و شبهه نيست ؛ ليكن معلّم ايشان بشر نبوده ، بلكه مربّى و معلّم او رب قدير بود ، كه فرمود :
« الرَّحْمنُ . عَلَّمَ الْقُرْآنَ »
( الرّحمن ، ركوع 1 ) .
لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَ هذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ
( 103 )
زبان كسى كه نسبت مى كنند بسوى او عجمى است ؛ و اين قرآن به زبان عربى واضح است !
هامش
( 1 ) . حتما ، لابد ، ناگزير
( 2 ) . با كمال انقياد