زمان ، اجازهء قتال داده شد ؛ و يا در ابتدا حكم بود :
« قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا . نِصْفَهُ
- الآية » ( مزمّل ، ركوع 1 ) . بعد از انقضاى يك مدّت قليل ، آيات ذيل در مكّه نازل گرديد :
« عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتابَ عَلَيْكُمْ فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ
- الخ » ( مزّمّل ، ركوع 2 ) .
كفّار ، چنين چيزها را شنيده ، اعتراض مى كردند كه اين چگونه كلام خدا شده مىتواند « 1 » ؟ ! آيا خداى متعال - معاذ اللّه - اوّل از بى خبرى براى يك چيز حكم داده بود ، و بعد از آن واقف شده ، حكم ثانى نازل فرمود ؟ ! از اين معلوم است كه اين كلام را خود پيغمبر مى سازد ، ورنه ممكن نيست كه احكام خدا ( ج ) در يك موضوع ، يك روز چيزى ، و روز ديگر چيز ديگر باشد . ممكن بود كه شيطان همچه « 2 » شبهات و وساوس را در دل هاى بعض مسلمانان القا كند .
پس در جواب خاطرنشان مى نمايد كه اين اعتراض شما محض « 3 » از جهالت است ؛ اگر به حقيقت « نسخ » آگاه مى بوديد ، گاهى « 4 » چنين كلمات را بر زبان نمى آورديد . مقصد از نسخ ، محض همين قدر است كه چون ميعاد حكم موقّتى منقضى گردد ، حكم ديگر فرستاده شود . اگر طبيبى ده - بيست روز منضج را براى مريض دوام داده ، سپس مسهل را تجويز كند ؛ آيا بر كم علمى و يا بى خبرى طبيب مى توان آن را حمل نمود ؟ ! اظهاركنندهء اين كلمات جاهل و بى خبر است . حق تعالى خوب مىداند كه هروقت هر حكمى كه فرستاده شد ، يعنى هر غذا و يا دواى روحانى كه تجويز فرمود ، تا كدام اندازه به مزاج و احوال مريضان موافق و مناسب است .
قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ
بگو : فرود آورده است او را روح القدس ، از جانب پروردگار تو ، به راستى ؛
تفسير : يعنى ، اين كلام را نه من و نه شخص ديگر ساخته ؛ بلكه اين كلامى است كه رب من ، بدون شبهه ، به ذريعهء « 5 » روح القدس ( فرشتهء پاك ، يعنى جبرئيل امين ) بروفق حكمت و مصلحت براى من فرستاده . گويا ، به اظهار
« مِنْ رَبِّكَ »
متنبّه فرمود كه نازل كنندهء آن ذاتى است كه خود محمّد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم را با چنين اخلاق محيّر العقول و اعلى و اكمل تربيت فرمود ، كه خود شما آن را مى بينيد ؛ و اينكه فرموده « ذريعهء روح القدس فرستاده شده » شايد بدين مقصود اشاره باشد كه شخصى كه حامل اين كلام است ، داراى
هامش
( 1 ) . مىتواند بشود ، باشد ؟ !
( 2 ) . اين چنين
( 3 ) . فقط
( 4 ) . هيچگاه
( 5 ) . به واسطهء