تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْكاذِبُونَ
( 105 ) خدا ؛ و ايشانند دروغگويان . تفسير : ترا مى گويند :
« إِنَّما أَنْتَ مُفْتَرٍ »
حال آنكه امانت و راستكارى تو از پيش تر مسلّم ، و از هر وضع و رويّهء تو عيان بود . آيا كسانى كه دروغ ها مى تراشند ، چهره و اوضاع آنها مانند تو مى باشد ؟ ! دروغ تراشيدن شيوهء آن اشقياء است كه با آنكه سخنان خدا را بشنوند ، و علائم كبريائى او را ببينند ، نيز يقين نمى كنند . ازين بزرگ‌تر دروغ ، چه مى باشد كه سخنان خدا را دروغ بدانند ؟ !
مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ
هركه كافر شود به خدا بعد از ايمان خود ؛ مگر آنكه جبر كرده شود بر وى ، و دلش آراميده باشد به ايمان ؛ تفسير : يكى ، مجرمى است كه باوجود شنيدن صدها دلايل و آيات هم ايمان نمى آورد ؛ و بالاتر از آن ، مجرمى است كه بعد از يقين و قبول از شبهات و وساوس شيطانى متأثّر شده ، از دل منكر شود ، مانند عبد اللّه بن ابى سرح كه بعد از ايمان آوردن مرتدّ گرديد ؛ العياذ باللّه . مجازات اين مردم را در آينده مى فرمايد ؛ امّا ، در بين
« إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ »
حالات ضروريّه را استثنا فرموده ؛ يعنى ، اگر مسلمانى به صدق و خلوص كامل ايمان دارد ، و يك لمحه « 1 » هم روشنى ايمانى و طمأنينت قلبى ازو جدا نمى شود ؛ در اين صورت ، اگر محض « 2 » در يك حالت مخصوص ، در اثر فشار و اكراه ، مجبور گردد كه براى نجات خود از خوف ، لسانا انكار كند ؛ يعنى ، كدام لفظ « 3 » خلاف اسلام ازو صادر شود ، مجاز است ؛ بشرطيكه « 4 » در آن وقت هم راجع به صحّت عقيده در قلب تردّدى « 5 » نداشته باشد ؛ و از آنچه بر زبانش رفته سخت كراهيت و نفرت داشته باشد . البتّه چنين
هامش
( 1 ) . يك لحظه ( 2 ) . فقط ( 3 ) . يك لفظى ، يك سخنى ( 4 ) . به شرط آنكه ، مشروط به اينكه ( 5 ) . ترديدى
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 509 | محمود حسن ديوبندى