تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
تفسير : رحمت خدا ( ج ) بر پيغمبر او بى شمار است . به يمن حضرت وى مهاجر و انصار نيز مورد عنايت خاص الهى ( ج ) قرار يافته بودند . « 1 » خدا آنها را به نعمت ايمان و عرفان مشرّف گردانيد و توفيق بخشيد كه از پيغمبرش متابعت كنند و در راه خدا ( ج ) جهاد نمايند ! و عزايم امور را انجام دهند . باز در عين زمان « 2 » ، در چنين وقت صعب كه بر قلوب برخى از مؤمنان نيز از هجوم دشوارى ها و سختى ها تزلزل راه يافته ، نزديك بود از رفاقت پيغمبر ( ص ) كناره گيرند ، خدا ( ج ) بار ديگر بر آنها عنايت نمود ؛ از تعميل « 3 » اين وساوس و خطرات محفوظ داشت ، همم شان را استوار ، و اراداتشان را عالى نمود .
وَ عَلَى الثَّلاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا
و ( بازگشت اللّه به مهربانى ) بر سه نفر آنانى كه پس گذاشته شده بودند ( در قبول توبه ) ؛ تفسير : اين سه تن كعب بن مالك ، هلال ابن اميّه ، و مرارة بن الربيع بود . اينها با وصف ايمان خالص ، محض به تن آسائى « 4 » و سهل انگارى ، بدون عذر شرعى از شركت در غزوهء تبوك محروم ماندند . چون آن حضرت برگشت ، آنها مثل منافقين عذر دروغ نياوردند ، و مانند بعض صحابه خود را به ستون ها نبستند ، بلكه حقيقت واقعه را به حضور پيغمبر ( ص ) عرض ، و به قصور خويش اعتراف كردند . در نتيجه ، از منافقين ظاهرا اغماض به عمل آمد ، و بواطن آنها به خدا ( ج ) سپرده شد ؛ توبهء « اصحاب سوارى » كه خود را به ستون بسته بودند ، پذيرفته شد ؛ و فيصلهء اين سه نفر مدّتى به غرض تأديب ملتوى « 5 » گذاشته شد . بعد از انقضاى پنجاه روز ، توبهء آنها قبول گرديد . اين است مطلب پس گذاشتن « 6 » ؛ چنان كه در بخارى از خود كعب بن مالك روايت شده .
حَتَّى إِذا ضاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ وَ ضاقَتْ
تا وقتى كه تنگ شد بر ايشان زمين ، با وجود فراخى اش و تنگ شد
هامش
( 1 ) . قرار گرفته بودند . ( 2 ) . درعين حال ، ( 3 ) . اجراى ( 4 ) . فقط بخاطر تن آسانى ( تنبلى ) ( 5 ) . پيچيده ، درهم برهم ( 6 ) . برجاى ماندن ؛