تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
( 60 ) و اوست غالب ، باحكمت . تفسير : آن قدر مقتدر است كه مىتواند سزاى گستاخى هاى شما را بلافاصله بدهد ؛ ليكن مجازات فورى مناسب حكمت او نيست ؛ بنابرآن « 1 » ، مهلت داده مى شوند كه خطاكاران از خطا بازآيند ، و روش خود را درست سازند .
وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ ما تَرَكَ عَلَيْها مِنْ دَابَّةٍ وَ لكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ
( 61 ) و اگر گرفتار كند خدا مردمان را بسبب ستم ايشان ، نگذارد بر زمين هيچ جنبنده ؛ و ليكن مهلت دهد ايشان را تا وقتى مقرر ؛ پس چون برسد وعدهء مقرر ايشان ، نمانند ساعتى ؛ و نه پيش روند . تفسير : اگر خداى تعالى به ارتكاب گستاخى و بى انصافى آنها را فورا سزا بدهد ؛ اين آبادانى زمين ساعتى هم دوام نمى كند . زيرا ، قسمت بزرگ اهل دنيا از ظالمان و بدكاران است ، و شايد كسى « 2 » از خطا و قصور بزرگ و يا خرد خالى نباشد : « كلكم خطاؤن » . اگر ظالمان و بدكاران فورا هلاك كرده شوند ، پس براى فرستادن انبياى معصوم به زمين ضرورتى نمانده ، بايد ايشان با ملائكهء معصوم زيست نمايند . درين صورت ، چون انسانان « 3 » نيك و بد هردو به زمين نخواهند ماند ، موجوديّت حيوانات ديگر هم در روى زمين فائده ندارد ؛ زيرا ، همهء آنها براى منافع بنى آدم آفريده شده اند . بالفرض ، اگر خداى تعالى به واسطهء ظلم و
هامش
( 1 ) . بنابراين ، ( 2 ) . هيچ‌كس ( 3 ) . انسان هاى