غير از خداوند ( ج ) نذر و نياز معيّن مى كنند ( موضح الفرقان ) . دستور « 1 » مشركين عرب بود كه بيان آن در ركوع سوّم پارهء هشتم گذشت . از
« لِما لا يَعْلَمُونَ »
مراد آن اصنام و غيره است كه آنها را مشركين از جهالت و حماقت خود ، معبود و يا مالك نفع و ضرر مى پنداشتند ؛ حال آنكه هيچ دليل و يا سند نداشتند ، و آن شركاء بتهائى بودند از سنگ ، و عارى از علم و شعور :
إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عُجابٌ
!
تَاللَّهِ لَتُسْئَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَفْتَرُونَ
( 56 )
سوگند به خدا ، البتّه پرسيده خواهيد شد از آنچه افترا مى كرديد .
تفسير : به روز قيامت راجع به اين افتراها از شما بازخواست مىشود ، كه شما چه حق داشتيد كه در مال موهوبهء خدا ديگران را شريك و سهيم بسازيد ( باقى « 2 » ، به كسى ثواب رسانيدن ؛ مسئله اى است جداگانه كه تحت اين آيت داخل نيست ) .
وَ يَجْعَلُونَ لِلَّهِ الْبَناتِ سُبْحانَهُ
و مقرر مى كنند براى خدا دختران را ، پاك است او ؛
تفسير : خداوند از اينكه براى او نسبت فرزند داده اند ، برى و پاك است ؛ بالخاصّه دختران .
تعجّب اين است كه اين مردم در باب ذات بارى تعالى چگونه به چنين نسبت جرأت مى نمايند ؟ ! درين آيت ، عقيدهء « بنو خزاعه » ردّشده كه فرشتگان را دختران خدا مى خواندند ؛ العياذ باللّه .
وَ لَهُمْ ما يَشْتَهُونَ
( 57 )
و ( مقرّر مى كنند ) براى خويش آنچه رغبت نمايند !
تفسير : خودشان رضا « 3 » نيستند كه به آنها دختر داده شود ؛ هر وقتى كه بطلبند ، فقط پسر خواهند طلبيد !
هامش
( 1 ) . قانون و قاعده ، عرف و عادت
( 2 ) . باقى مى ماند مسئلهء . . .
( 3 ) . راضى