تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
كسى ديگر مصايب و شدايد را از بندگان رفع نمى تواند كرد . به علاوه ، چه كسى مىتواند به الوهيّت خداوندى سهيم و شريك شود ، درحالى كه تمام نعمت ها و نفع و ضررها در قبضهء قدرت اوست ؛ و چه كسى غير از ذات خداوندى لياقت آن را دارد كه انسان از او خوف كند و يا اميدوار باشد ؟ !
ثُمَّ إِذا كَشَفَ الضُّرَّ عَنْكُمْ إِذا فَرِيقٌ مِنْكُمْ بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ ( 54 ) لِيَكْفُرُوا بِما آتَيْناهُمْ فَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ
( 55 ) باز ، چون بردارد سختى را از شما ، ناگهان فريقى از شما به پروردگار خود شريك مقرّر مى كنند . تا ناسپاسى كنند به آنچه داديم ايشان را ؛ پس ، بهره مند شويد ؛ پس زود خواهيد دانست ! تفسير : به مجّرديكه « 1 » سختى رفع گرديد ؛ منعم حقيقى را فراموش كردند ، و به كمال بى حيائى به تجزيه و تقسيم خدائى آغاز نمودند . شرم نكردند ، و فكر ننمودند كه اندكى پيش تر عاجز و درمانده بودند ! نه احسان محسن حقيقى را پذيرفتند ، و نه از سزاى ناسپاسى ترسيدند ؛ و يا اقّلا متذكّر نشدند كه كفران نعمت موجب سلب نعمت مى گردد ؛ گويا ، آنها انعامى را كه خداى وحده لا شريك له بايشان عطا فرموده بود انكار كردند . خوب است چند روز به ايشان مهلت داده مىشود ، تا از عيش و عشرت دنيا بهره اى بردارند ؛ بالاخره به ايشان معلوم مىشود كه در مقابل كفران نعمت چه سزا مى يابند .
وَ يَجْعَلُونَ لِما لا يَعْلَمُونَ نَصِيباً مِمَّا رَزَقْناهُمْ
و مقرّر كردند براى چيزى كه نمى دانند حصّه اى از آنچه داديم ايشان را ؛ تفسير : اين خطاب به افرادى است كه در زراعت ، حاصلات « 2 » ، مواشى ، و تجارت ، و غيره براى
هامش
( 1 ) . به مجرّد آنكه ( 2 ) . محصولات ، عايدات