مِنْ دابَّةٍ وَ الْمَلائِكَةُ وَ هُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ
( 49 )
از ( جنبنده ) جاندار ؛ و فرشتگان ؛ و ايشان سركشى نمى كنند .
تفسير : سجدهء اشياى ايستاده اى كه سايه دار باشند ، قبلا بيان شده بود ؛ درين جا سجدهء جانداران عموما ، بالخصوص از فرشتگان را بيان ، و تنبيه فرمود كه چنين ذوات مقرّبه و معزّزه هم به حضور خداوند سر به سجودند ، و هيچ غرور و تكبّر ندارند كه آنها را از سجده به حضور مالكشان باز دارد .
حضرت شاه ( رح ) مى نويسد كه براى اشخاص مغرور و متكبّر مشكل است كه سر نياز خود را بر زمين بگذارند ؛ امّا نمى دانند كه رفعت و شرف بنده در همين است : « من تواضع لله رفعه الله » .
يَخافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ
( 50 )
مى ترسند از پروردگار خود از بالاى ايشان ، و مى كنند آنچه فرموده مى شوند .
تفسير : يعنى ، فرشتگان با آنكه اين قدر قرب و منزلت دارند ؛ از سطوت و جلال رب خود هميشه در خوف مى باشند ، و حكمى كه به ايشان مى رسد فورا به جا مى آورند . در موضح الفرقان است كه « هر بنده به دل مىداند كه خدا ( ج ) فوق من است ، و خود را تحت مى فهمد « 1 » ؛ اين گونه سجده در فرشتگان و غير فرشتگان مى باشد » .
* وَ قالَ اللَّهُ لا تَتَّخِذُوا إِلهَيْنِ اثْنَيْنِ إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ فَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ
( 51 )
و گفت خدا : مگيريد دو معبود ؛ جز اين نيست كه وى معبود يگانه است ؛ پس از من بترسيد .
هامش
( 1 ) . مى بيند و مى يابد ؛