جامع علوم انبياى سابق است ؛ ياددهندهء جاودانى احكام خدائى ؛ و طرق فلاح داريم ، و بيداركننده از خواب غفلت است . مقصد آن است كه چنان كه پيش ازين پيغمبران فرستاده شدند ، و كتب نازل گرديد ؛ اكنون نيز ترا اى محمّد ( ص ) فرستاده ، و كتابى داديم كه خلاصهء تمام كتب پيشين ، و تذكرهء مكمّل علوم پيغمبران سابقه است . تو راست كه مضامين اين كتاب را به كافّهء ساكنان گيتى آشكار كنى ؛ و دشوارى آن را آسان گردانى ؛ و مجملاتش را تفصيل دهى . ازين آيات برمى آيد كه از قرآن همان مطلب معتبر است كه مطابق حديث پيغمبر باشد ؛ صلّى اللّه عليه و سلّم .
وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
( 44 )
و تا بود كه ايشان تفكر كنند .
تفسير : پيغمبر راست ( ص ) كه « 1 » مضامين قرآن را توضيح كند ، و مردم راست كه « 2 » در آن غور و تأمّل كنند .
أَ فَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُوا السَّيِّئاتِ أَنْ يَخْسِفَ اللَّهُ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ
( 45 )
آيا ايمن شده اند آنان كه انديشيدند تدبيرهاى بد ، از آنكه فروبرد خدا ايشان را در زمين ؛ يا بيايد به ايشان عذاب ؛ از آنجا كه ندانند ؟ !
تفسير : آيا كافران مكّه ، پس از شنيدن احوال پيغمبران پيشين و اقوام آنها و تذكار مكمّل قرآن ، حق مقابله را دارند ؟ آيا ممكن نيست كه او تعالى آنها را مانند قارون در زمين فروبرد ، يا از جائى آفتى بفرستد كه در وهم و گمان آنها نبوده باشد ؟ ! چنان كه در غزوهء بدر ، قوّه و جمعيّت خود و قلّت و ناتوانى مسلمانان را به چشم سر مى ديدند ؛ و باوجود آن ، به دست غازيان چنان به كيفر كردار خود رسيدند كه در تصوّرشان نمى آمد .
هامش
( 1 ) . و آن علوم كه در اوراق
( 2 ) . بايد كه