النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
( 38 )
مردمان نمى دانند .
تفسير : از انكار و سوگند شما ، پيمان استوار خدا ( ج ) را تزلزلى وارد نشود . پيمان وى ايفاشدنى است . انكار ازين حقائق « 1 » ثابت در حقيقت اثبات جهل خود شماست . كسانى كه از علم محيط خدا ( ج ) ، از شئون حكمت ( قدرت ) ، از راز تكوين ، و غرض و غايت آن آگاهند ؛ هرگز نمى توانند از بعث بعد الموت « 2 » انكار كنند . چه قدر بجاست : « الناس اعداء ما جهلوا » .
لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي يَخْتَلِفُونَ فِيهِ وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ كانُوا كاذِبِينَ
( 39 )
( آرى برانگيزد ) تا بيان كند براى ايشان آنچه اختلاف مى كنند در آن ؛ و تا بدانند كافران كه ايشان بودند دروغگوى .
تفسير : معاد ( آمدن قيامت ، و غيره ) عين حكمت است ؛ اگر پس از مرگ زندگى ديگر نباشد ، نتائج كامل و روشن اعمال و احوال مختلف گيتى چه سان هويدا گردد ؟ اختلافات اين جهان در آن جهان به طور قطعى فيصله مىشود . آنگاه ، منكران را روشن شود كه راست بود آنچه از آن انكار مى كردند ، و سوگند مى خوردند ؛ و نيز اين قسم خواران دروغ مى گفتند .
حضرت شاه ( رح ) مى نگارد : بسا از امور در اين جهان مشتبه ماند ؛ يعنى ، كسانى خدا را پذيرفتند ، و كسانى انكار ورزيدند ؛ پس لازم است جهانى ديگر برپا شود ، تا اختلافات تحقيق ، و راست از دروغ جدا شود ؛ و مطيعان و منكران را جزاى كردارشان پيش آيد .
إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ
جز اين نيست قول ما چيزى را چون خواهيم آفريدن او را كه گوئيم مر آن چيز را :
هامش
( 1 ) . انكار اين حقائق
( 2 ) . زنده شدن پس از مرگ را