تفسير : كوه ، دريا ، درخت ، پشته ها ، ريگ ؛ غرض « 1 » ، چندين علامات مختلف را استوار فرموده ، تا مسافران به آن وسيله راه صحيح را يافته بتوانند « 2 » . من بعضى از باديه نشينان را ديدم كه خاك را بوئيده ، راه را پيدا مى كردند .
وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ
( 16 )
و به ستارگان ايشان راه مى يابند .
تفسير : شباهنگام در سفرهاى خشكه « 3 » و دريا به رهنمونى ستارگان توان راه يافت . قطب نما كه وسيلهء رهنمائى مى گردد ، آن نيز به ستارگان ارتباطى دارد .
أَ فَمَنْ يَخْلُقُ كَمَنْ لا يَخْلُقُ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ
( 17 )
آيا كسى كه مى آفريند ، مانند كسى است كه نمى آفريند ؟ ( آيا پند نمى گيريد ) آيا شما نمى سنجيد ؟ !
تفسير : دقّت بايد كرد ، چه قدر حماقت است كه چيزهائى را كه قدرت آفريدن بال مگسى و پاى پشه اى و دانهء جوى و ذرّهء ريگى را ندارند ؛ معبود و مستعان قرار دهند ، و با خداى قدّوس برابر شمرند كه آفرينندهء مخلوقات شگفت انگيزى بوده ، نظام محكم كائنات را قائم مى دارد ! قدرت خداى را به خاطر بياوريد ، و گستاخى انسان را مشاهده كنيد . انسان در حقيقت سخت ناسپاس است !
وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها
و اگر بشماريد نعمت خدا را ، احاطه نكنيد آن را ؛
تفسير : نعمت هائى كه در بالا ذكر شد ؛ از قبيل مشت نمونه از خروار بود ؛ در حقيقت نعمت هاى وى خارج از حدّحساب شماست .
هامش
( 1 ) . مقصود آنكه
( 2 ) . بتوانند بيابند .
( 3 ) . خشكى