تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
استفاده مىشود . فراوانى روغن و غيره به بركت اين جانوران است ؛ از چرم اين حيوانات اجناس قيمتدار به وجود مى آيد ؛ گوشت جانورانى كه در آن كدام « 1 » مضرّت معتدّ به اخلاقى يا بدنى نباشد خورده مىشود ؛ بينوايان را سير مىكند ؛ در تهيّهء ساير خوراكه هاى « 2 » انسان چه قدر دخيل اند .
وَ لَكُمْ فِيها جَمالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَ حِينَ تَسْرَحُونَ
( 6 ) و شما را در آنها زينتى است ، چون وقت شام از صحرا بازمى آيند ؛ و چون بسوى صحرا به چرا مى روند . تفسير : مادامى كه چارپايان در طويله محبوس اند ، يا در جنگل پنهان ؛ انعام الهى ( ج ) آشكارا نمى گردد . البتّه « 3 » ، صبح هنگامى كه براى چرا از سرا بيرون مى شوند ، و شامگاه چون سير از چراگاه بازمى گردند ؛ نظاره « 4 » و جمال بديع دارند . مالك آنها چون مى بيند شاد مىشود ، و ديگران نيز مى گويند : خدا به آن مالدار چه ثروت ارزانى داشته !
وَ تَحْمِلُ أَثْقالَكُمْ إِلى بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بالِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ
( 7 ) و برمى دارند بارهاى گران شما را بسوى شهرى كه نباشيد شما رسنده بدان ، مگر به مشقّت جان ها ؛ هر آئينه پروردگار شما البتّه بخشاينده ، مهربان است . تفسير : آنجا كه شما جريده « 5 » و بدون اسباب به دشوارى مى رسيد ؛ اين حيوانات شما و بارهاى
هامش
( 1 ) . هيچ ( 2 ) . خوراكى هاى ( 3 ) . امّا ، ليكن ( 4 ) . منظر ( 5 ) . مجرّد ، پياده