وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ »
( المؤمنون ، ركوع 5 ) .
خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ
( 4 )
آفريد آدمى را از منى ، پس ناگهان وى ستيزندهء آشكارا شده .
تفسير : علويّات و سفليّات را منتظم گردانيد ، و آنگاه شما را بيافريد . در آفرينش خويش غور و تفكّر كنيد ، كه درك عجائب قدرت و صنعت بارى تعالى را حاصل كنيد كه اصل شما چه بود ؟ قطرهء بى جانى كه نه حسّى و نه حركتى و نه شعورى و نه اراده اى داشت ، شايستهء آن نبود كه حرفى به زبان راند ؛ توان آن نداشت كه حق خويش را از ديگرى بستاند ، يا بر وى فيروز آيد « 1 » . اكنون ببينيد چه شمائل زيبايش عطا كرد ؛ بر كمالات و نيروهاى عالى فايزش گردانيد ! آنكه به گفتن حرفى توانا نبود ، چه نيكو بيان مىكند ؛ و اينكه كوچكترين حس و حركتى در وى سراغ نمى شد ، اكنون در موضوعات مختلف جدال ها و احتجاجها مى نمايد . حتّى گاهى از آفريده شدگان گذشته ، به مقابل حضرت آفريدگار نيز استاده مىشود « 2 » ! حال آنكه بيچاره فراموش كرده كه اصل وى چه بود ، و اين نيرو به وى « 3 » چه سان حاصل شده :
« أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ . وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ . قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ »
( يس ، ركوع 5 ) .
وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَكُمْ فِيها دِفْءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْكُلُونَ
( 5 )
و چارپايان را آفريده ؛ براى شما در ايشان پوششى است ( گرم كننده ) ، و منفعت هاى ديگر است ؛ و بعض آنها را مى خوريد .
تفسير : شتر ، گاو و گوسفند ، و امثال آنها را براى شما بيافريد ؛ كه از پشم و موى آنها خيمه و سايبان ، و براى حفاظت از سرما هر نوع پوشاك تهيّه مى كنيد . يكى شير مىدهد ؛ از آن دگر به زراعت « 4 »
هامش
( 1 ) . پيروز گردد .
( 2 ) . ايستادگى مىكند با شاخه و شانه مى كشد !
( 3 ) . براى او
( 4 ) . براى زراعت