پس قرض « 1 » وى نيز از نقد ديگران هزار مرتبه استوارتر و بهتر است . مؤمنان را بهتر از اين وقت « 2 » كدام است كه شاد شوند و به قسمت خود بنازند ؟ ! زيرا ، رب العّزت به شان « 3 » متعالى خويش خريدار آنها ميگردد ، عبد اللّه بن رواحه ( رض ) چه نيكو گفته كه اين بيعى است كه به اقالة موقع نمى ماند « 4 » خداوندا ! به عنايت خاص خويش ما بندگان خود را نيز در زمرهء اين مؤمنان محشور دار ، آمين .
التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ
( آن مؤمنان ) توبه كنندگانند ؛ پرستندگان حق ؛ ثناگويان الهى ؛ بى تعلّق ماندگان ( روزه داران ) ؛
تفسير : بعضى برآن اند كه « سائحون » مراد از روزه داران است زيرا روزه دار علايق خويش را از خوردن و نوشيدن و ساير لذايذ و مرغوبات مى گسلد ، و به مدارج روحانى و مقامات ملكوتى سير مىكند ، در نزد بعضى مصداق اين كلمه مهاجرين اند كه علايق خويش را از دار و ديار گسسته به دار الاسلام ساكن شدند . بعضى گويند : مراد از آن مجاهدين است كه از حيات مى گذرند و مى برآيند « 5 » كه در راه خدا ( ج ) قربان شوند - و بعضى گفته اند مراد از « سائحون » جويندگان علوم است كه از وطن بريده آسايش خود را پدرود « 6 » گفته به طلب علم برآمده اند ، به هرحال ، ترجمهء مترجم محقّق بر اين همه اقوال شامل است ؛ مگر « 7 » نزد اكثر سلف تفسير اوّل الذكر مختار است ؛ و اللّه اعلم . حضرت شاه - رحمه اللّه - فرموده : « شايد از بى علاقه شدن مراد دل كندن از دنيا باشد » .
الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ
ركوع كنندگان ، سجده كنندگان ( نمازگزاران ) ؛ امركنندگان به كار و خصلت نيك ،
هامش
( 1 ) . نسيهء
( 2 ) . فرصت ، موقعيّت
( 3 ) . باشأن ، باسمت
( 4 ) . جايى براى پس دادن مبيع و بازگرفتن ثمن ، در آن باقى نمى ماند .
( 5 ) . برمى آيند ( از خانه و كاشانه ) خارج مى شوند
( 6 ) . بدورد
( 7 ) . ليكن