وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ و منع كنندگان از عمل بد ؛ تفسير : خود را اصلاح مى كنند و به اصلاح ديگران مى پردازند ؛ گويا ، كار آنها عبادت خالق است و خيرخواهى خلق . وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ ( 112 ) و حفاظت كنندگان حدودى را كه تعيين كرده اللّه ؛ و مژده ده مؤمنان را . تفسير : از حدود خير و شرّ كه خداوند معيّن فرموده تجاوز نكنند ؛ خلاصه ، بدون حكم شرع قدمى برندارند . اين همه ستايش مؤمنان است ؛ آنها كه جان و مال خود را به خدا ( ج ) سپرده اند . ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَ لَوْ كانُوا أُولِي قُرْبى مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحِيمِ ( 113 ) نيست سزاوار مر پيغمبر و آنان را كه ايمان آوردند ، طلب كردن مغفرت براى مشركان ؛ و اگرچه باشند خداوندان قرابت ؛ از پس آنكه روشن شد ايشان را كه بى شك اين مشركان اصحاب دوزخ اند . تفسير : مؤمنان كه هستى و دارائى خويش را به خدا بيع كرده اند ؛ بايد همه تن « 1 » خاص او باشند ، و با كسانى كه عداوتشان با خداست ، و به اثبات رسيده باشد كه اهل جهنم اند ، علايق
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 21
مساهمون: محمود حسن ديوبندى
ص٢١
هامش
( 1 ) . با تمام وجود