وگر دردهد يك صلاى كرم * عزازيل گويد : نصيبى برم
آينده ، يك واقعه بيان مىشود كه نزول فرشتگان در آن مذكور است . همان فرشتگان كه گاهى خوش خبرى دهند « 1 » ، و گاهى سنگ بارند ؛ تا معلوم گردد كه هردو صفت ( رحمت و غضب ) خداى تعالى كامل است ، بندگان بايد دلير نشوند و نااميد هم نگردند .
وَ نَبِّئْهُمْ عَنْ ضَيْفِ إِبْراهِيمَ
( 51 )
و خبر ده ايشان را از مهمان ابراهيم .
تفسير : ذكر كلمهء « مهمان » از آن جهت است كه ابراهيم ( ع ) در اوّل آنها را مهمان دانسته بود ؛ پسان « 2 » واضح گرديد كه فرشته اند .
إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقالُوا سَلاماً قالَ إِنَّا مِنْكُمْ وَجِلُونَ
( 52 )
چون درآمدند بر وى ؛ پس گفتند : سلام ! گفت ابراهيم : ( هر آئينه ) ما از شما ترسانيم !
تفسير : جاى ديگر آمده است :
« وَ أَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً »
« 3 » يعنى خوف را در دل پنهان كرد . پس مى توان گفت ، اوّل به پنهان داشتن كوشيد ؛ آخر ضبط كرده نتوانست « 4 » ، و بر زبان اظهار كرد ؛ يا ، شايد مطلب « 5 » اين است كه با وجود پنهان داشتن خوف ، آثار آن بر چهره چندان عيان بود كه گويا به زبان حال مى گفت : ما از شما مى ترسيم ! اين خوف از كدام رهگذر بود ؟ تفصيل آن در سورهء هود گذشته ؛ در آنجا ملاحظه شود . به ديگر اجزاى اين واقعه چيزى نگاشته ايم ؛ ضرور « 6 » مراجعه گردد .
هامش
( 1 ) . خبرهاى خوش دهنده ،
( 2 ) . بعد ، بعدها
( 3 ) . سورهء هود ، آيهء 70 .
( 4 ) . نتوانست خوددارى بكند ،
( 5 ) . مقصود
( 6 ) . حتما