تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
وگر دردهد يك صلاى كرم * عزازيل گويد : نصيبى برم
آينده ، يك واقعه بيان مىشود كه نزول فرشتگان در آن مذكور است . همان فرشتگان كه گاهى خوش خبرى دهند « 1 » ، و گاهى سنگ بارند ؛ تا معلوم گردد كه هردو صفت ( رحمت و غضب ) خداى تعالى كامل است ، بندگان بايد دلير نشوند و نااميد هم نگردند .
وَ نَبِّئْهُمْ عَنْ ضَيْفِ إِبْراهِيمَ
( 51 ) و خبر ده ايشان را از مهمان ابراهيم . تفسير : ذكر كلمهء « مهمان » از آن جهت است كه ابراهيم ( ع ) در اوّل آنها را مهمان دانسته بود ؛ پسان « 2 » واضح گرديد كه فرشته اند .
إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقالُوا سَلاماً قالَ إِنَّا مِنْكُمْ وَجِلُونَ
( 52 ) چون درآمدند بر وى ؛ پس گفتند : سلام ! گفت ابراهيم : ( هر آئينه ) ما از شما ترسانيم ! تفسير : جاى ديگر آمده است :
« وَ أَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً »
« 3 » يعنى خوف را در دل پنهان كرد . پس مى توان گفت ، اوّل به پنهان داشتن كوشيد ؛ آخر ضبط كرده نتوانست « 4 » ، و بر زبان اظهار كرد ؛ يا ، شايد مطلب « 5 » اين است كه با وجود پنهان داشتن خوف ، آثار آن بر چهره چندان عيان بود كه گويا به زبان حال مى گفت : ما از شما مى ترسيم ! اين خوف از كدام رهگذر بود ؟ تفصيل آن در سورهء هود گذشته ؛ در آنجا ملاحظه شود . به ديگر اجزاى اين واقعه چيزى نگاشته ايم ؛ ضرور « 6 » مراجعه گردد .
هامش
( 1 ) . خبرهاى خوش دهنده ، ( 2 ) . بعد ، بعدها ( 3 ) . سورهء هود ، آيهء 70 . ( 4 ) . نتوانست خوددارى بكند ، ( 5 ) . مقصود ( 6 ) . حتما