إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ
( 42 )
( هر آئينه ) بندگان من ، نيست ترا بر ايشان غلبه ؛ ليكن غلبهء تو بر كسى باشد كه پيروى تو كند از گمراهان .
تفسير : البتّه بر بندگان برگزيدهء ما كه در فوق ذكر شدند ، نيروى تو كارگر نمى شود ؛ يا ، مطلب « 1 » اين است بر هيچ بنده غلبهء تو نافذ نيست ؛ البتّه كسى كه خود گمراه شد ، و از بى دانشى ترا پيرو گرديد ؛ به اختيار خود ، خراب و بر باد شد ؛ چنان كه پيش تر گفتار خود شيطان گذشته :
« وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي »
( ابراهيم ، ركوع 4 ) .
وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ
( 43 )
و ( هر آئينه ) دوزخ وعده گاه ايشان است همه يك جا !
تفسير : زندان دوزخ تو و ياران تو آماده است ؛ براى هميشه در آن افگنده مىشويد .
لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ
( 44 )
او را هفت در است ؛ هر درى را از گمراهان حصّه اى است جداكرده شده .
تفسير : بعض سلف برآن اند كه مراد از
« سَبْعَةُ أَبْوابٍ »
هفت طبقهء دوزخ است . ابن عبّاس اسماى آن را « 2 » چنين شمرده : 1 ) جهنّم ؛ 2 ) سعير ؛ 3 ) لظى ؛ 4 ) حطمة ؛ 5 ) سقر ؛ 6 ) جحيم ؛ 7 ) هاوية ؛ كلمهء « جهنّم » هم بر يك طبقهء خاص ، و هم بر مجموع طبقات اطلاق مىشود . نزد بعضى مراد از هفت دروازه است كه دوزخيان از هريك جداجدا داخل مى شوند ؛ و اللّه اعلم .
حضرت شاه ( رح ) مى نويسد : چنان كه هشت دروازهء جنّت به نيكوكاران تقسيم شده ؛ هفت دروازهء
هامش
( 1 ) . مقصود
( 2 ) . آنها را