وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فِي شِيَعِ الْأَوَّلِينَ ( 10 ) وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ
( 11 )
و ( هر آئينه ) فرستاديم پيش از تو در فرقه هاى پيشينيان .
و نمى آمد به ايشان هيچ فرستاده ، مگر بودند به او استهزا مى كردند .
تفسير : به آنحضرت ( ص ) تسلّى داده شده كه از تكذيب و استهزاى آنها اندوهگين نشود . اين امر ، چيزى نو نيست . منكرين هميشه عادت داشته اند كه هنگام ورود كدام پيغمبر « 1 » استهزا كنند . گاهى مجنون خواندند و گاهى محض « 2 » براى آزردن وى مطالبات « 3 » بيهوده مى نمودند . فرعون به نسبت « 4 » موسى گفته بود : ( ع )
« إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ »
( شعراء ، ركوع 2 ) و از موسى ( ع ) نيز آوردن فرشته را مطالبه كرده بود ؛ چنان كه قريش از حضرت پيغمبر ( ص ) مطالبه كردند :
« فَلَوْ لا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جاءَ مَعَهُ الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ »
( زخرف ، ركوع 5 ) .
كَذلِكَ نَسْلُكُهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ
( 12 )
همچنين درمى آريم استهزا را در دل هاى كافران .
تفسير : كسانى كه از گناه دست نكشند ، در دل هايشان عادت استهزا و تكذيب را جا مى دهيم ؛ وقتى كه از راه گوش ها به دل هايشان وحى الهى ( ج ) مى رود ، تكذيب نيز به آن همراه مى باشد .
لا يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ قَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الْأَوَّلِينَ
( 13 )
ايمان نيارند به قرآن ، و هر آئينه گذشت ( سنّت ) رسم پيشينيان .
تفسير : هميشه تكذيب و استهزا مى كردند ؛ و بر طبق سنّت اللّه ، متمرّدين هلاك و رسوا مى شدند ؛
هامش
( 1 ) . هر پيغمبرى ، هريك از پيغمبران
( 2 ) . فقط
( 3 ) . درخواست ها
( 4 ) . نسبت به ، راجع به