عاقبت حق فيروز مى گرديد .
وَ لَوْ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ باباً مِنَ السَّماءِ فَظَلُّوا فِيهِ يَعْرُجُونَ ( 14 ) لَقالُوا إِنَّما سُكِّرَتْ أَبْصارُنا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَسْحُورُونَ
( 15 )
و اگر بگشائيم بر ايشان درى از آسمان ؛ پس شوند به اين صفت كه در وى بالا مى روند ؛
البتّه گويند : جز اين نيست كه بند كرده شده چشم هاى ما ؛ بلكه ما قومى هستيم جادوزده !
تفسير : فروفرستادن فرشتگان چندان شگفت نيست . اگر ما ابواب آسمان را بگشائيم ، و اوشان « 1 » را بالا ببريم ؛ و هميشه مشغول ارتقا باشند ؛ باز هم اين معاندان لجوج حق را تسليم نمى كنند . آن وقت ، خواهند گفت : ما را جادو و چشم بندى كرده اند ! شايد ، در ابتدا نظربندى بدانند ، و در آخر جادوى عظيم قرار دهند « 2 » .
وَ لَقَدْ جَعَلْنا فِي السَّماءِ بُرُوجاً
و هر آئينه آفريديم در آسمان برجها ؛
تفسير : مراد از « بروج » در اينجا ستارگان بزرگ است . بعضى گويند : منازل آفتاب و ماه مى باشد ؛ بعضى بر آن اند « بروج » عبارت از قلعه هاى آسمانى است كه جماعات فرشتگان در آن پاسبانى مى كنند .
وَ زَيَّنَّاها لِلنَّاظِرِينَ
( 16 )
و بياراستيم آن را براى بينندگان .
هامش
( 1 ) . ايشان
( 2 ) . قلمداد كنند .