پيغمبران مزيد بر ضرورت نشانه ها وانمودشده و مىشود . قطع نظر از صدها معجزهء ديگر ، تنها قرآن نشان عظيم الشانى است براى تصديق پيغمبر ؛ چون از مشاهدهء اين نشانات « 1 » بر راه راست نيامديد و به حق رجوع نكرديد ، معلوم شد كه مطابق قانون قديم ، مشيّت الهى ( ج ) به همين رفته كه شما را به همان گمراهى پسندكردهءتان بگذارد !
آرى ، اگر از مشاهدهء اين نشانات بزرگ به خدا ( ج ) رجوع مى كرديد ؛ بدون شبهه ، او تعالى بروفق عادت خود شما را ترقّى داده ، و راه هايى به شما نشان مى داد كه به كاميابى حقيقى مى رسيديد . چون خودتان اين را نخواستيد ، حكمت او تعالى هم مقتضى آن نيست كه شما را مجبور كند ، پس براى وانمودن نشانات مطلوبه ضرورتى باقى نماند ؛ بلكه در نشان ندادن فائدهء شماست ؛ زيرا ، سنّت اللّه آن است كه وقتى نشانات مطلوبهء قوم نشان داده مىشود كه تباهى و هلاكشان مقصود باشد !
در حديث است كه حق تعالى گفت : « اى محمّد ، اگر نشانات فرمايشى ايشان را بنمائيم ، و ايمان نياورند ؛ عذابى برايشان فرستيم كه در دنيا بر هيچ قومى نازل نشده باشد ! و اگر خواهى ، در رحمت و توبه را باز مى داريم » . آن حضرت ( ص ) شق دوم را اختيار نمود ؛ از اينجاست كه اكثر كسان بعد از فرمايشات « 2 » معاندانه به ايمان مشرّف مى شدند .
الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ
آنان كه گرويدند ، و آرام مى يابد دل هاى ايشان به ياد خدا ؛
تفسير : اين بيان در باب كسانى است كه به خدا رجوع مى كنند ؛ يعنى ، به ايشان دولت ايمان نصيب مىشود ؛ از ياد خدا ( ج ) راحت و اطمينان مى يابند ؛ قرآن بزرگترين ذكريست
« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ »
« 3 » كه از خواندن آن در دل هايشان يقين پيدا مىشود و وساوس و شبهات شيطانى برطرفشده ، سكون و اطمينان حاصل مى گردد . از يك طرف ، بيان عظمت و مهابت او تعالى در دلها توليد خوف و خشيت مىكند ؛ و از طرف ديگر ، ذكر رحمت و مغفرت بى انتهاى وى اسباب اطمينان قلوب را فراهم مى آورد . خلاصه ، دل چنين ذاكرين از ما سوى اللّه منقطع ، و به خدا ( ج ) متوجّه مىشود ؛ و فروغ ذكر الهى ( ج ) از دل هاى ايشان هر نوع
هامش
( 1 ) . آيات ، معجزات
( 2 ) . سفارشات ، درخواست معجزات
( 3 ) . سورهء حجر ، آيهء 9 .