أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ
( 25 )
آن جماعه ، ايشانراست لعنت ، و ايشانراست بد سراى ،
تفسير : اينجا ، در مقابل سعداء ، اخلاق و انجام اشقياء وانمودشده ؛ عادت اين طائفه آن است كه با خدا ( ج ) عهدشكنى مى كنند ، و چيزى كه به پيوستنش حكم شده قطع مى كنند . در ملك آتش فتنه و فساد را مشتعل مى نمايند ؛ از ظلم بر خود و ديگران باز نمى آيند ؛ پس اينها از رحمت خدا دورند ، و بدترين مقامات جايشان است .
اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ
خدا گشاده مى سازد روزى را ، براى هركه مى خواهد ؛ و تنگ مىكند ؛
تفسير : عيش و فراخى دنيا فيصلهء سعادت و شقاوت نيست ؛ نمى توان گفت ، كسى را كه خداى تعالى در دنيا رزق و ثروت داده است ، ضرور « 1 » مقبول بارگاه الهى ( ج ) است . چه بسا بندگان مقبول اند كه بطور امتحان و آزمايش در جهان مبتلاى عسرت اند ؛ و گنهگاران مردود را مهلت مىدهد كه از لذايذ دنيا متمتّع شوند ؛ تا هركس نتيجهء اعمال نيك و بد خود را كامل ببيند .
به هرحال ، تنگى و فراخى عيش دنيا را نمى توان معيار ردّ و قبول قرار داد .
وَ فَرِحُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا مَتاعٌ
( 26 )
و شاد شدند كافران به زندگانى دنيا ؛ و نيست زندگانى دنيا به نسبت آخرت مگر متاع حقير .
تفسير : دنيا را مقصود پنداشته ، بدان افتخار مى كنند ؛ و لافها مى زنند ؛ حال آنكه
هامش
( 1 ) . حتما ، لزوما