تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
حيات دنيا در قبال آخرت هيچ است . مانند كسى كه انگشت خود را به دريا فروبرد ؛ رطوبتى كه به انگشت او رسيده ، در برابر بحر چه اهمّيّت دارد ؟ ! نسبت دنيا در مقابل آخرت نيز چنين است . بنابرآن « 1 » ، عاقل را نشايد كه فانى را بر باقى مقدم دارد . حقيقت آنست كه دنيا كشت « 2 » آخرت بوده ، مقصود بالذّات نيست از متاع دنيا طورى متمتع بايد شد كه وسيلهء كاميابى آخرت گردد ؛ چنان كه صحابه - رضى الله عنهم - مى كردند .
وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنابَ
( 27 ) و مى گويند كافران : چرا فرودآورده نشد بر پيغامبر نشانه اى از جانب پروردگار او ؟ ! بگو : هر آئينه خدا گمراه مىكند هركه را خواهد ؛ و راه نمايد بسوى خويش هركه را رجوع كرد . تفسير : صدها نشان مى ديدند ؛ مگر « 3 » قرار مثل « 4 » مشهور ، كه مى گويند : « مرغ يك پا دارد ! » به همان نظريّهء خود اصرار داشته ، مى گفتند : نشانى را كه فرمايش داده ايم « 5 » ، بيار ؛ مثلا كوه هاى مكّه را قدرى از موضعش تجاوز ده ، تا كشتزارهاى ما توسعه يابد ؛ يا زمين را بشكاف ، و از آن چشمه ها و جوى ها روان كن ؛ يا آباء و اجداد ما را دوباره زنده نما ، كه با ما سخن زنند ؛ خلاصه ، نشانه هايى بنما كه ما را به ايمان آوردن مجبور كند ! جوابشان چنين داده شد : بى شك ، خداى تعالى مىتواند اين نشانه ها را بنمايد ؛ امّا ، حكمت و عادت او مقتضى نيست كه درخواست هاى شما را به پايان رساند . براى تصديق
هامش
( 1 ) . بنابراين ، ( 2 ) . كشتزار ( 3 ) . ليكن ( 4 ) . بنابه مثل ( 5 ) . سفارش داده ايم ،