تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
هردو برخاسته ، گفتند : وادى مدينه را در مقابل تو از سوار و پياده پر خواهيم كرد پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - گفت خداى تعالى آنها را بازمى دارد ، و انصار مدينه با ايشان مقابله مىكند ! هنوز به راه بودند كه اربد را صاعقه فراگرفت ، و عامر به مرض طاعون هلاك شد . فايده : هنگام غرش رعد بايد اين چنين گفت : « سبحان من يسبح الرعد بحمده و الملائكة من خيفته » و به تعقيب آن ، اين دعا را بايد خواند : « اللّهم لا تقلنا بغضبك ، و لا تهلكنا بعذابك ، و عافنا قبل ذلك » .
لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَجِيبُونَ لَهُمْ بِشَيْءٍ إِلَّا كَباسِطِ كَفَّيْهِ إِلَى الْماءِ لِيَبْلُغَ فاهُ وَ ما هُوَ بِبالِغِهِ وَ ما دُعاءُ الْكافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلالٍ
( 14 ) او راست دعوت حق ؛ و آنان كه مى خوانند بجز خدا ، به كارشان نيايد چيزى ( قبول نمى كنند دعاى ايشان را به هيچ‌وجه ) مگر مانند كسى كه بگشايد دو دست خود را بسوى آب ، تا برسد به دهنش ؛ و آن رسنده نيست ( به دهان ) او ، و نيست دعاء كافران مگر در گمراهى . تفسير : از ذاتى بايد درخواست كرد كه مالك هرگونه نفع و ضرر است ؛ استمداد از محتاج سودى ندارد ؛ غير از خدا ( ج ) كيست كه نفع و ضرر در تصرّف او باشد ؟ ! و امداد از غير بدان ماند كه شخص تشنه بر لب چاه ايستاده ، دست هاى خود را به طرف آب دراز كند كه آب خودبه خود به دهنش آيد ؛ و ظاهر است كه آب هرگز به دهن او نمى رسد ؛ بلكه اگر آب در دست او هم باشد ، خودبه خود به دهنش نرسد .