تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
با خشوع و خضوع ، مشغول حمد و ثنا و تسبيح و تمجيد وى مى باشند . تنبيه : قرار « 1 » تحقيقات امروزى نسبت به رعدوبرق ؛ ثابت شده كه در ابر قوّهء كهربائيّهء مثبت ، و در زمين قوّهء كهربائيّهء منفى موجود است . ابرى كه به زمين نزديك تر باشد ، گاهى در وى قوهء كهربائيهء منفى سرايت مى نمايد ؛ اكثر اوقات ، بر بالاى ابر مذكور ، ابرهاى ديگرى كه داراى كهربائيّهء مثبت است ، مى گذرند ؛ و به تجربه معلوم شده كه چون دو جسمى كه داراى قواى مختلفهء كهربائيّه باشند ، محاذى همديگر واقع شوند ، يكديگر را جذب مى كنند ، و متّحد مى گردند . در بين ابر پايان « 2 » و بالا تجاذب واقع شده ، در اثر اتّصالشان حرارت شديد پيدا مىشود ، و از آن به اعتبار تناسب حجم دو ابر ، آتش ظاهر مى گردد كه آن را « صاعقه » مى نامند . روشنى و درخشانى اين صاعقه را « برق » مى خوانند ، و آوازى را كه در اثر تصادم آن در جوّ هوا پديد مى آيد ، « رعد » مى گويند . گاهى كه شرارهء آتشين ( كهربا ) ابرها و بادها را شكافته ، پايان مى افتد ، افعال و آثار عجيب و غريبى از آن مشاهده مىشود . برعلاوه « 3 » ، خانه ها را مى غلطاند ؛ كوه را مى شكافد ؛ جانوران را هلاك مىكند ؛ خرمن ها را مى سوزاند . بعض اوقات ديده شده ، كه به كمال احتياط ، به بدن آدم تماس كرده ، لباسش را كشيده ، بر درخت و مانند آن آويخته ، و به خودش صدمه نرسانده است ( دايرة المعارف فريد وجدى ) طورى كه از مشاهدهء آن به دل انسان مى گذرد كه در اين شعلهء آتشين برق ، كدام دست ذى شعور با اختيار به طور غيرمرئى كار مىكند نبايد ؟ ! از نطرّيهء مذكور « 4 » انكار كرد ؛ چرا كه خود كاشفين اقرار دارند كه حقيقت قوّهء كهربائيّه - مانند حقيقت روح - تاكنون مكشوف نگرديده ، مستور است . از اقوال انبياء - عليهم السلام - و ديگر ارباب كشف و شهود ، معلوم مىشود كه در تمام نظام كاينات ، غير از اسباب ظاهرى يك قوّهء خارق العادهء غيرمرئى كار مىكند . عوام الناس تنها صورت ظاهرى را ديده ، و از ادراك حقيقت غيرمرئى كه در آن صورت پوشيده است عاجزند ؛ و مشاهدهء آن مخصوص كسانى است كه صاحب چشم باطن اند . پس آنانى كه نظريّات مثبت و منفى قوّهء كهربائيّه را بيان كرده اند ، هم به واسطهء چند نفر حكيم طبيعى مى باشد . هرگاه همين وثوق و اعتبار به مشاهدات انبياء - عليهم السلام - داده شود ، اكثر اختلافات رفع مى گردد . از احاديث برمى آيد كه مثل نواميس طبيعيه بر ابرها و باران ها گروه گروه فرشتگان مقرّرند كه ابر و باران را به اوقات مناسب مى رسانند ، و برحسب ضرورت و مصلحت از آن كار
هامش
( 1 ) . بنابه ، برپايهء ( 2 ) . پايين ( 3 ) . به علاوه ، ( 4 ) . نظريهء مذكور را
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 313 | محمود حسن ديوبندى