مى گيرند . پس اگر بروفق نظرّيهء حكما گوئيم : مدبّر ابرها و كهربائيّه در زمين و غيره يك فرشتهء غيرمرئى باشد ؛ جاى انكار نيست ، چيزى را كه آنها ( شرارهء كهربائيّه ) مى گويند ، چون از تصرّف خصوصى فرشته پيدا مىشود ، اگر به زبان وحى « مخاريق من النار » يعنى تازيانهء آتشين ، تعبير شود ؛ چه جاى مناقشه و جدال است ؟ ! همچنين ، ظهور رعد كه در نظر حكما نتيجهء تصادم كهربائيّهء مثبت و منفى است ، اگر حقيقت را در نظر گرفته ، گوئيم : زجر و توبيخ فرشته است ؛ تعبيرى است نهايت موزون .
به هرحال ، وحى از روح و حقيقت چيزى ما را آگاه گردانيد كه اهل سائنس « 1 » محض « 2 » صورت آن را فهميده اند . ضرور نيست كه حتما اين دو قول را نقيض يكديگر قرار دهيم ! علّامه محمود آلوسى ( رح ) در آغاز سورهء بقره ، راجع به آن شرح و بسط معقولى كرده است ؛ ذوق مندان به آن رجوع نمايند .
وَ يُرْسِلُ الصَّواعِقَ فَيُصِيبُ بِها مَنْ يَشاءُ وَ هُمْ يُجادِلُونَ فِي اللَّهِ وَ هُوَ شَدِيدُ الْمِحالِ
( 13 )
و مى فرستد صاعقه ها پس مى رساند آن را به هركه خواهد ؛ و ايشان جدال مى كنند در سخن خدا ؛ و سخت است گرفت او .
تفسير : برين مجادله كنندگان ، برق عذاب را مى افگند ؛ چنان كه در حديث است كه آنحضرت - صلّى اللّه عليه و سلّم - عقب « 3 » يك رئيس متكبّر عرب شخصى را فرستاد كه وى را نزد حضرت حاضر كند . قاصد گفت : ترا پيغمبر خدا خواسته ! در جواب گفت : رسول اللّه كيست ؟ و اللّه چه چيز است ؟ ! از طلا است يا از نقره يا از مس ؟ العياذ باللّه و اين سخن را سه بار تكرار نمود و در سوم بار ، هنوز كلمات گستاخانه در زبانش بود كه برقى فرود آمده ، هلاكش نمود .
در بعضى روايات است عامر بن طفيل و اربد بن ربيعه به خدمت آنحضرت حاضرشده ، گفتند : به شرطى اسلام مى آريم كه پس از تو خلافت از آن ما باشد . پيغمبر خدا قبول نكرد .
هامش
( 1 ) . علم ، دانش
( 2 ) . فقط
( 3 ) . دنبال ، درپى