تفسير : خداى تعالى هيچ قوم را تا وقتى كه روش نيك خود را با او تعالى تبديل نكنند ، از نگهبانى و مهربانى هميشگى خود محروم نمى گرداند ؛ و چون تبديل كنند ، آفتى بر آنها مى آيد كه هيچكس آن را ردّ نمى تواند « 1 » و امداد كسى فايده نمى كند .
تنبيه : در اينجا ترقّى و تنزّل اقوام بيان شده ، نه از اشخاص و افراد ؛ زيرا كه تعيين خوبى و بدى قوم به لحاظ اكثريّت و غلبه مى باشد .
هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ يُنْشِئُ السَّحابَ الثِّقالَ
( 12 )
اوست آنكه مى نمايد شما را برق ، براى ترس و اميد ؛ و برمى دارد ابرهاى گران را .
تفسير : اوّل حفاظت بندگان ذكر شد ؛ باز ، مصايبى كه در اثر اعمال بد واقع مىشود مذكور گرديد . معلوم شد ، خداى تعالى جامع انعام و انتقام هردو است . بنابرآن « 2 » ، در اينجا مردم به سوى آن نشانه هاى قدرت ملتفت گردانيده شدند كه در يك آن « 3 » ، جامع دو كيفيّت متضادّ بيم و اميد مى باشد ؛ چنان كه در ظهور برق ، هم اميد باران است و هم خوف هلاك ؛ همچنين ، از حدوث ابر و باران ، هم اميد سرسبزى و شادابى كشت و زراعت است ، و هم خطر سيلاب و طوفان . پس انسان ، طورى كه « 4 » اميدوار رحمت الهى ( ج ) مى باشد ، نبايد از قهر او ايمن نشيند .
وَ يُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَ الْمَلائِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ
و به پاكى ياد مىكند رعد به ستايش او ، و فرشتگان از ترس او ؛
تفسير : ابر غرّنده ، يا فرشته ، به زبان حال يا قال ، خدا ( ج ) را تسبيح و تحميد مىكند :
« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ »
( بنى اسرائيل ، ركوع 5 ) و فرشتگان همه
هامش
( 1 ) . نمى تواند ردّ بكند ،
( 2 ) . بنابراين ،
( 3 ) . در آن واحد ،
( 4 ) . همان طورى كه