تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
امروز هيچ الزامى « 1 » به شما نيست ؛ تمام خطيئات شما را بخشودم ؛ آنچه گفتم به غرض اظهار احسان الهى ( ج ) و نتيجهء صبر و پرهيزگارى بود ؛ پس ازين از گناه شما ذكرى به ميان نخواهد آمد ! دعا مى كنم ، اگر گناهى به بارگاه الهى ( ج ) داشته باشيد ؛ آن را نيز خداوند ببخشد .
وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ
( 92 ) و او مهربان ترين مهربانان است . تفسير : رحم من نيز پرتوى از رحمت الهى است .
اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هذا فَأَلْقُوهُ عَلى وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيراً وَ أْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ
( 93 ) ببريد اين پيراهن مرا ؛ پس بيافگنيد آن را بر روى پدر من ، تا بيايد بينا ؛ و بياريد نزد من اهل خويش را همه يك جا . تفسير : به اين حال نتوانم به سفر شام پردازم . شما آنجا برويد ؛ پدر و مادر و ساير متعلقين را با خود بياوريد ! چون يوسف - عليه السلام - به وحى الهى ( ج ) يا از زبان برادران خود شنيده خواهد بود كه چشم پدر مهربانش نابينا يا ضعيف‌شده ؛ پيراهن خود را داد ، و گفت : به ديدگان پدر بمالند ؛ دوباره روشن مىشود . حضرت شاه مى نگارد : هر دردى را نزد خدا ( ج ) دوائى است . در هجر كسى كه ديدگان يعقوب ( ع ) نابينا شده بود ؛ چون چيزى از ملموس بدن وى رسيد ، به حال اصلى بازآمد . اين امر كرامتى بود كه از حضرت يوسف ( ع ) ظاهر شد . اگر كرامت گفته نشود نيز ، امرى مسلّم است ؛ زيرا ، در اين روزگار مشاهده افتاده كه در اثر كدام صدمت « 2 » شديد ، و يا وفرت شادى ، دفعتا كور بينا گرديده است .
هامش
( 1 ) . كيفرى ، بازخواستى ( 2 ) . يك صدمه ، يك ضربه
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 287 | محمود حسن ديوبندى