خاطِئِينَ
( 97 )
گناهكاران .
تفسير : توجّه كن و دعا نما ، و از خدا ( ج ) به ما « 1 » آمرزش خواه ؛ كه از ما خطاى بزرگ صادرشده ! مطلبشان « 2 » اين بود كه نخست تو ما را ببخشا ، و آنگه با دل صاف ، از بارگاه الهى ( ج ) آمرزش ما را بخواه ؛ زيرا ، تا خود نمى بخشيد ؛ چگونه آمرزش آنها را از خدا مى خواست ؟ !
قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
( 98 )
گفت : زود باشد كه آمرزش خواهم براى شما از پروردگار خود ؛ ( هر آئينه ) او آمرزنده مهربان است .
تفسير : منتظر وقت اجابت باشيد ؛ در آن وقت ، به بارگاه الهى ( ج ) دست دعا را برافرازم . گويند : منتظر شب جمعه يا هنگام تهجّد بود .
فَلَمَّا دَخَلُوا عَلى يُوسُفَ آوى إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَ قالَ ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنِينَ
( 99 )
پس چون درآمدند بر يوسف ؛ جاى داد بسوى خود پدر و مادر خود را ، و گفت : درآئيد به مصر ، اگر خواهد خدا ، درحالى كه ايمنان باشيد .
تفسير : بيرون از شهر به استقبال برآمد . مفسّرين را در اين امر اختلاف است . بعضى
هامش
( 1 ) . براى ما
( 2 ) . مقصودشان