تفسير : هجر را به وصل ، خوارى را به عزّت ، رنج را به راحت ، زحمت را به عيش ، مبدّل كرد ؛ به غلامى كه چند درهم فروخته شده بود ، اكنون سلطنت مصر را ارزانى نمود .
إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَ يَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ
( 90 )
هر آئينه هركه بترسد از خدا و صبر نمايد ؛ ( پس به درستى كه ) خدا ضايع نمى كند مزد نيكوكاران را .
تفسير : حضرت شاه مى نگارد : هركه در حال مصيبت از حدود شرع خارج نگردد و مضطرب نشود ؛ عاقبت عطا بيشتر از بلا نصيب او مى گردد .
قالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّهُ عَلَيْنا وَ إِنْ كُنَّا لَخاطِئِينَ
( 91 )
گفتند : قسم به خدا ؛ هر آئينه برگزيد ترا خدا بر ما ؛ و به درستى كه ما بوديم خطاكنندگان .
تفسير : ترا هر نوع فضيلت بر ما داد ، و تو شايستهء آن بودى ؛ از خطا و نسيان قدر تو را نشناختيم ؛ عاقبت ثابت شد كه خواب تو راست ، و حسد ما ضايع است .
قالَ لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ
گفت : هيچ سرزنش نيست بر شما امروز ؛ بيامرزد خدا مر شما را ؛
تفسير : يوسف نمى خواست از برادران خود اين قدر نيز بشنود ؛ گفت : ديگر ياد مكنيد :