فَبَدَأَ بِأَوْعِيَتِهِمْ قَبْلَ وِعاءِ أَخِيهِ ثُمَّ اسْتَخْرَجَها مِنْ وِعاءِ أَخِيهِ
پس شروع كرد يوسف به باردان هاى ايشان ، پيش از باردان برادر او ؛ بعد از آن برآورد پيمانه را از باردان برادر خود ؛
تفسير : پس از اين گفتگو ، نگهبانان آنها را نزد عزيز مصر ( يوسف - ع ) بردند ، و داستان را به تفصيل عرض كردند . يوسف - عليه السلام - فرمان تفتيش داد ؛ اوّل متاع ساير برادران را تفتيش كردند ، جام پيدا نشد ؛ چون بنيامين تفتيش شد ، از كالاى وى جام پيدا شد .
كَذلِكَ كِدْنا لِيُوسُفَ
همچنين تدبير كرديم دربارهء يوسف ؛
تفسير : چنين تدبير كرديم دربارهء يوسف ( ع ) .
ما كانَ لِيَأْخُذَ أَخاهُ فِي دِينِ الْمَلِكِ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
نبود كه ( اسير ) گيرد برادر خود را در دين پادشاه ؛ ليكن ( اسير گرفتش ) به مشيّت خدا ؛
تفسير : از زبان خود اخوان يوسف عليه السّلام صادر شد كه مال نزد هركه ظاهر شود ، غلام گردد . بدين ترتيب ، ملامت شدند ، و گرفتار گرديدند ؛ ورنه ، در قانون مصر چنين نبود اگر آنها به