تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
يَعْمَلُونَ
( 69 ) مى كردند . تفسير : يوسف ( ع ) بنيامين را از ساير برادران امتياز بخشيد ؛ و در خلوت آگاهش كرد : من برادر حقيقى تو يوسفم ؛ از مظالم برادران علاتى « 1 » كه با ما نمودند ؛ از آغوش پدر مهربان به قعر چاهم افكندند ؛ چون غلامانم فروختند ؛ پدر و برادر را به فراق من مبتلا كردند ؛ در اين مسافرت بر تو درشتى ها نمودند ؛ از هيچ كدام اين سخنان غمگين مباش ؛ هنگام آنست كه تمام اين رنج‌ها برداشته شود ، و خدا ( ج ) پس از رنج ، آسايش و عزّت روزى كند ! حضرت شاه مى نگارد : « بر اين برادر كه يوسف ( ع ) طلب كرده بود ساير برادران حسد بردند ؛ هنگام سفر بر هر سخن طعنه مى دادند « 2 » ؛ حضرت يوسف ( ع ) به تسليت آن « 3 » پرداخت » .
فَلَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهازِهِمْ جَعَلَ السِّقايَةَ فِي رَحْلِ أَخِيهِ ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ
( 70 ) پس وقتى كه مهيّا كرد براى ايشان سامان ايشان را ؛ نهاد جام را در باردان برادر خود ؛ بعد از آن آواز داد آوازكننده كه : اى كاروان ، هر آئينه شما دزديد ! تفسير : چون به فرمان يوسف ( ع ) غلّه ها بار شد ، و سامان سفر آماده گرديد ؛ جامى سيمين ، بدون اطّلاع بنيامين ، در اسباب وى گذاشتند . چون كاروان عزم رحيل كرد ، محافظان به
هامش
( 1 ) . ناتنى ( 2 ) . طعنه مى زدند ؛ ( 3 ) . آرام گردانيدن وى