تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
بودند ، اندكى رنج و پريشانى رخ دهد ، و به بارگاه كرم و عنايت يوسف ( ع ) بازرسند ؛ آيا چه حكمت هاى ديگر در آن مضمر بود كه يوسف ( ع ) تا حدّى هدايت به توريه گرديد ؛ جام را در متاع برادران خود پنهان كرده ، سرقت آن را بر كس الزام ننهاد ، و نه گفت كه كدام يك را به دزدى گرفتار كنم ! چنان حوادثى رخ داد كه ماندن در بار بنيامين عزّت و آسايشش نزد برادر پيدا شود . بى شك ، براى بعضى مصلحت ، كلماتى استعمال كرد كه معنى آن متبادر نبود ، و بعضى امور سكوت كرد ؛ اگر لب به سخنى مى گشود ، راز فاش مى شد ، و مقصد اصلى از دست مى رفت ؛ و اللّه اعلم .
* قالُوا إِنْ يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ
گفتند : اگر دزدى كرده اين شخص به درستى كه دزديده است برادر اعيانى كه او را بوده پيش از اين ؛ تفسير : اشارهء آنها بسوى يوسف بود . براى اينكه طهارت و ايمان خود اظهار كنند ، به ناحق و عناد ، جرم بنيامين را استوار نمودند ؛ و با وصف آنكه روزگارى سپرى شده بود ، از تهمت كردن « 1 » به يوسف بى گناه نشرميدند « 2 » . مفسّران در اين موقع كه برادران يوسف به دزدى وى اشاره كرده بودند ، داستان ها دارند ؛ به نقل آن حاجت نيست .
فَأَسَرَّها يُوسُفُ فِي نَفْسِهِ وَ لَمْ يُبْدِها لَهُمْ قالَ أَنْتُمْ شَرٌّ مَكاناً
پس پنهان داشت آن مقاله را يوسف در نفس خود ، و آشكار نكرد آن را برايشان ؛ گفت ( يوسف ، در دل خود ) : شما بد هستيد در منزلت ؛
هامش
( 1 ) . تهمت زدن ( 2 ) . شرم نكردند .
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 275 | محمود حسن ديوبندى