تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
إِلَّا حاجَةً فِي نَفْسِ يَعْقُوبَ قَضاها وَ إِنَّهُ لَذُو عِلْمٍ لِما عَلَّمْناهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
( 68 ) ليكن خطره اى را كه در ضمير يعقوب بود ، سرانجام داده ؛ و به درستى كه يعقوب خداوند دانش بود مر آن چيز را كه به دو آموخته بوديم ؛ و ليكن بيشتر مردمان نمى دانند . تفسير : چنان كه يعقوب عليه السّلام گفته بود ، داخل شدند . نظر بد كارگر نشد ، و مانعى رخ نداد ؛ امّا ، تقدير كارى ديگر كرد ؛ يعنى ، بنيامين به الزام « 1 » دزدى گرفتار شد ! تقدير بازنمى گردد ، هركه را دانش است ، مىتواند به تقدير يقين كرده ، اسباب نجات خويش را فراهم آورد . مردم بى دانش به داشتن يكى ، ديگرى را فاقد مى باشند ؛ يا تنها به اسباب اتّكا مى كنند ، و از تقدير غافل مى نشينند ؛ يا ، تصوّر مى كنند ، اعتماد به تقدير صرف‌نظر نمودن از اسباب است . دانشمندان ، تقدير و تدبير را يك جا مى كنند ؛ و هريك در مرتبت آن نگه مى دارند .
وَ لَمَّا دَخَلُوا عَلى يُوسُفَ آوى إِلَيْهِ أَخاهُ قالَ إِنِّي أَنَا أَخُوكَ فَلا تَبْتَئِسْ بِما كانُوا
و چون داخل شدند بر يوسف ، جاى داد بسوى خود برادر عينى خود را ؛ گفت : هر آئينه من منم برادر تو ؛ پس اندوهگين مباش به سبب آنچه
هامش
( 1 ) . به جرم ، به كيفر
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 269 | محمود حسن ديوبندى