تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
عَلى أَخِيهِ مِنْ قَبْلُ فَاللَّهُ خَيْرٌ حافِظاً وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ
( 64 ) بر برادر وى پيش از اين ؛ پس خدا بهتر است نگهبان ، و او مهربان ترين مهربانان است ! تفسير : شما چون يوسف را با خود مى برديد نيز ، گفتيد :
« إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ » .
به پيمان شما چه اعتبار است ؟ ! اكنون چون ضرورت « 1 » شديد است ، نمى توان از آن چشم پوشيد ، و رفتن وى با شما ناگزير معلوم مىشود « 2 » ؛ من او را به حفاظت خدا مى سپارم ! حضرت او به كرم خويشش نگه مى دارد ؛ و پس از هجر يوسف ، از مصيبت ديگر نجاتم مى بخشد .
وَ لَمَّا فَتَحُوا مَتاعَهُمْ وَجَدُوا بِضاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَيْهِمْ قالُوا يا أَبانا ما نَبْغِي هذِهِ بِضاعَتُنا رُدَّتْ إِلَيْنا وَ نَمِيرُ أَهْلَنا وَ نَحْفَظُ أَخانا وَ نَزْدادُ
و چون بگشادند رخت خود ، را يافتند سرمايهء خود را كه بازگردانيده به ايشان گفتند : اى پدر ما ، ديگر چه مى خواهيم ؟ اين است سرمايهء ما بازگردانيده بسوى ما ! باز رويم ، و غلّه آريم براى كسان خود ؛ و نگهبانى كنيم برادر خود را ؛ و زياده آريم
هامش
( 1 ) . نياز ، مستمندى ( 2 ) . ناگزير به نظر مى رسد ؛