تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
تفسير : اگر در اين فن مهارتى داريد ، خواب مرا تعبير كنيد .
قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ وَ ما نَحْنُ بِتَأْوِيلِ الْأَحْلامِ بِعالِمِينَ
( 44 ) گفتند : اين خواب هاى شوريده است ؛ و نيستيم ما به تعبير خواب هاى شوريده دانا . تفسير : معلوم است آنها از اين فن عاجز بودند چ از اقرار به جهل خويش آشكار شرميدند . و چنين گفتند : اين خواب نيست . و افكار پريشان مى باشد ؛ و بسا اوقات ، انسان صورت مخيّله را در خواب مى بيند كه شايان اعتنا نمى باشد . از تعبير خواب هايى كه تحت اصول علم تعبير رؤيا نباشد ، عاجزيم !
وَ قالَ الَّذِي نَجا مِنْهُما وَ ادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَا أُنَبِّئُكُمْ بِتَأْوِيلِهِ فَأَرْسِلُونِ
( 45 ) و گفت آنكه نجات يافته بود از آن دو كس ، و به ياد آورد بعد مدّتى : من خبر دهم شما را به تعبير اين خواب ؛ پس بفرستيد مرا . تفسير : در آن اثنا كه گفتگوى خواب در ميان بود ، همان ساقى كه از زندان نجات يافته بود ، پس از سال ها ، حضرت يوسف ( ع ) بيادش آمد . به پادشاه و مجلسيان گفت : اگر اندكى به من اجازه دهيد ، تعبير اين خواب را مى آرم . در زندان شخصى بزرگوار و مقدّس است كه سيمايى چون فرشتگان دارد ، و به فن تعبير ماهر است ( ممكن است حكايت خواب خود را نيز به ميان آورده باشد ) من بروم ، و تعبير اين خواب را از خدمت فرخندهء وى حاصل كنم ! به ساقى اجازه دادند ؛ وى به خدمت حضرت يوسف ( ع ) رفت ، و اين كلمات را عرض نمود .