تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
ربك » مخالف عزيمت بود ، يوسف ( ع ) تنبيه عتاب آميز شد ، و چندين سال ديگر به زندان ماند ؛ بدين جهت ، « انساء » به شيطان منسوب گرديد ؛ و اللّه اعلم بالصواب . بيشتر تفصيل در روح المعانى است .
وَ قالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرى سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَ سَبْعَ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ يابِساتٍ
و گفت پادشاه : هر آئينه من خواب مى بينم كه هفت گاو فربه ، بخورند آنها را هفت گاو لاغر ! و مى بينم هفت خوشهء سبز را ، و هفت خوشهء خشك را ؛ تفسير : خوشه هاى خشك بر خوشه هاى سبز پيچيده ، آن را خشك مىكند ! اين خواب را ريّان بن الوليد ، پادشاه مصر ، ديد ؛ و سبب نجات يوسف ( ع ) از زندان ، و عروج ظاهرى آن شد . در قصّهء يوسف - عليه السلام - چندين جا تنبيه است به اين امر كه هرچه را خدا خواهد انجام دهد ، اسباب آن را چنان فراهم كند كه در تصوّر انسان نگنجد .
يا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي رُءْيايَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّءْيا تَعْبُرُونَ
( 43 ) اى جماعهء درباريان ، جواب دهيد مرا در خواب من ؛ اگر خواب ها را تعبير مى كنيد .