تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
تفسير : چنان كه بدون سند و اساس بر آنها نام هايى نهاده ايد كه هيچ حقيقت ندارد ، و خدايانى را كه خود نام نهاده ايد مى پرستيد ؛ بايد از جهالت خود حيا كنيد .
إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ
نيست حكم مگر خدا را ؛ فرمود كه مكنيد عبادت مگر او را ؛ تفسير : او تعالى از قديم به زبان انبيا - عليهم السلام - اين حكم را فرستاده كه در عبادت وى كس را شريك مگردانيد :
« وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا أَ جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ »
( الزخرف ، ركوع 4 ) .
ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
( 40 ) اينست كيش درست ؛ و ليكن بيشتر مردمان نمى دانند . تفسير : به جاده خالص توحيد نشيب و فراز و كجا پيچ « 1 » وجود ندارد . اين جادّه راست و هموار است ؛ هركه بر آن روان شود ، بدون انديشه به خدا رسيده مىتواند « 2 » ؛ امّا ، بسا كسانى كه از حماقت و يا تعصّب سخن حق را نمى فهمند !
يا صاحِبَيِ السِّجْنِ أَمَّا أَحَدُكُما فَيَسْقِي رَبَّهُ خَمْراً
اى ياران من در زندان ، امّا يكى از شما پس بنوشاند مولاى خود را شراب ؛
هامش
( 1 ) . كج‌وپيچ ، پيچ‌وخم ( 2 ) . مىتواند برسد ؛