تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
عَلَّمَنِي رَبِّي إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ
( 37 ) كه بياموخت مرا پروردگار من ؛ هر آئينه من ترك كردم كيش قومى را كه ايمان نمى آرند به خدا و ايشان به آخرت ، ايشان نامعتقدان اند . تفسير : يوسف ( ع ) اوّل به آنها تسلّى داد ، و گفت : تعبير خواب شما زود معلوم شود . پيش از آنكه طعام روز شما رسد ، شما را به تعبير خوابتان آگاه گردانم ؛ اكنون شما را بر امرى واقف مى گردانم كه از تعبير خواب ضرورتر و مفيدتر است . آيا مى دانيد تعبير رؤيا و ساير علوم از كجا به من حاصل شده ؟ من كاهن و اخترشناس نمى باشم ؛ چشمهء علم من وحى و الهام ربّانى است ، و آن را خداى متعال به من ارزانى داشته ، به طفيل آنكه من هماره از كيش كافران و باطل پرستان بيزار بوده « 1 » ؛ مانند آباى مقدسم ، ابراهيم و اسحاق و يعقوب ( ع ) به دين توحيد كه دين انبياء مرسلين است ، روانم ؛ و از اسوهء حسنهء آنها پيروى مى كنم . بزرگتر و بيشتر از همه مطمح نظر ما اينست . در هيچ مرتبه ، چيزى را با خدا ( ج ) شريك نگردانيم ؛ نه در ذات ، و نه در صفات ، نه در افعال ، نه در ربوبيّت ، نه در معبوديّت ؛ خاص « 2 » نياز خويش را به بارگاه اقدس او تقديم ، و به حضرت او محبّت داريم . بر وى توكّل كنيم . زندگانى و مرگ خود را به آن پروردگار يگانه بى همتا بسپاريم . به هرحال ، يوسف چون موقع را مناسب ديد ، زندانيان را به طرزى بس مؤثّر سوى ايمان و توحيد دعوت و ترغيب داد . البتّه وظيفهء انبياست كه هروقت موقع « 3 » مناسب يابند ، دعوت و تبليغ حق را از دست ندهند . يوسف ( ع ) نيز چون ديد قلوب زندانيان به وى متوجّه و مأنوس شده ، و در مصيبت زندان دلشان نرم گرديده ؛ با خود گفت : بهتر است در اداى فرض تبليغ از موقع مستفيد شوم ؛ نخست به تعليم « 4 » دين حق ، بعد از آن به تعبير خواب پردازم . ازينجاست كه تا هنگام رسيدن نان به معلوم شدن تعبير خواب آنها را متسلّى گردانيد ، تا از پند ملول نشوند .
هامش
( 1 ) . بوده ام ؛ ( 2 ) . تنها ( 3 ) . فرصت ( 4 ) . تبليغ ( ظ )