وَ أَكُنْ مِنَ الْجاهِلِينَ
( 33 )
و مى شوم از نادانان .
تفسير : معلوم مىشود خشم زليخا در حال نااميدى و گفتار مظلومانهء وى بر زنان مصر تأثير افكند ؛ يا ، از اوّل همدست بودند . به هرحال نوشته اند : زنان سعى كردند يوسف ( ع ) را بدانانند « 1 » تا فرمان سيّدهء مهربان خود را اطاعت كند ، و بر آن بيچاره بيشتر ستم رواندارد ؛ و آگاه باشد كه سركشى سود ندهد ، و ضرور « 2 » مايهء مصيبت وى بشود . مى گويند : در ظاهر شفاعت زليخا را مى كردند ، و در حقيقت مى خواستند او را سوى خود جلب نمايند . يوسف ( ع ) چون ديد زليخا اصرار دارد ، و دام فريب شيطان نيز هر طرف گسترده است ، با عزم و ثباتى كه خاصّهء پيغمبران است ، از بارگاه احدّيت درخواست نمود : پروردگارا مرا از مكر و فريب آنها برهان ، اگر بر زندان افكنده شوم ، بر ارتكاب اين گناه ترجيح مى دهم ؛ اگر تو از من دست نگيرى ترسم از خرد دورافتاده ، به دام مكر آنها گرفتار آيم ! در اينجا به زبان يوسف گفته مىشود كه عصمت پيغمبران نيز به معاونت خداى متعال است ؛ انبيا بر عصمت خويش مغرور نمى باشند ؛ بلكه منشأ عصمت آن است كه به حفاظت و صيانت الهى ( ج ) اميدوار باشند .
فَاسْتَجابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنَّ
پس قبول كرد دعاى او را پروردگار او ؛ پس بازداشت از او فريب ايشان را ؛
تفسير : عصمت و عفت يوسف ( ع ) را چنان كه شايسته بود حفظ كرد ، و فريب ماكران را تأثيرى نبخشيد .
إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
( 34 )
هر آئينه وى شنوا ، داناست .
تفسير : بر دعوات مردمان شنوا و داناست . حضرت شاه ( رح ) مى نگارد : از ظاهر معلوم
هامش
( 1 ) . بفهمانند ، توجيه كنند
( 2 ) . حتما ، قطعا