تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
زليخا لام و قد داخل نگرديده ، بل « 1 » در سياق و لحاق ، بر طهارت و نزاهت يوسف ( ع ) چند دليل اقامه گرديده ، و بر صاحبان غور مخفى نيست ؛ تفصيل اين امر در روح المعانى و كبير و ساير تفاسير موجود است .
لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ
اگر نبودى كه ديدى يوسف دليل پروردگار خود را ؛ تفسير : « برهان » دليل و حجت را گويند ؛ يعنى اگر يوسف ( ع ) در آن موقع حجّت پروردگار خويش را نمى ديد ، به ميلان قلب رفتار مى كرد . اين دليل ، عين اليقين حرمت و شناعت زنا بود كه خدا ( ج ) به يوسف ( ع ) كرامت كرد ؛ يا همان دليل است كه خود يوسف اقامه كرده ، گفته بود
« إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ » .
بعضى گويند : به قدرت الهى در آن وقت سيماى يعقوب ( ع ) در نظرش پديد آمد كه لب به دندان مى گزد ، و روبروى وى استاده « 2 » است . بعضى برآن اند چيزى از غيب نگاشته ، در نگاهش هويدا گرديد ، و مايهء امتناعش شد .
كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ
( 24 ) همچنين كرديم تا بازگردانيم از وى بدى و بى حيائى را ؛ هر آئينه وى از بندگان خالص كردهء ماست . تفسير : ارائهء برهان ؛ اين قدر پافشارى ؛ به آن جهت بود كه معلوم شود كه يوسف ( ع ) از بندگان خاص است ؛ هيچ گزندى چه خرد و چه كلان ، چه در حدّ اراده ، و چه در حدّ عمل به وى رسيده نتواند « 3 » .
هامش
( 1 ) . بلكه ( 2 ) . ايستاده ( 3 ) . نمى تواند برسد .