محسن كش ستمگار روز خوشى و روى كاميابى نبيند ! كسى كه تربيه « 1 » كنندهء ظاهرى را چنين رعايت نمايد ، بايد از پروردگار حقيقى چه مقدار حيا كند ؟ ذاتى كه مرا به عنايت خويش تربيت فرموده ، و بندگان خود را براى خدمت و آسايش من برگماشته .
تنبيه : بعضى مفسّران ضمير « انه ربّى » را به سوى خداى متعال راجع دانسته اند .
وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها
و هر آئينه ( قصد ) فكر كرد آن زن بسوى يوسف ، و ( قصد ) فكر كرد يوسف بسوى او ؛
تفسير : زليخا آهنگ فريب يوسف نمود ؛ وى در فكر آن شد كه فريب زليخا كارگر نشود ! اگر حجّت و قدرت كردگار خويش را نمى ديد ؛ پايدارى دشوار بود ؛ بعضى مفسّران
« هَمَّ بِها »
را از
« وَ لَقَدْ هَمَّتْ »
جدا دانسته ، و به
« لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ »
متعلّق مى دانند ؛ چنان كه
« إِنْ كادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْ لا أَنْ رَبَطْنا عَلى قَلْبِها »
( سورهء القصص ، ركوع 1 ) بدين تركيب است . در اين صورت معلوم ، است اثبات « هم » دربارهء يوسف نبوده ، مطلوب از آن نفى آن است ؛ چنين ترجمه مىشود : زن آهنگ يوسف نموده ؛ يوسف نيز آهنگ وى مى نمود ، اگر قدرت و حجّت پروردگار خود را نمى ديد !
بعضى در
« وَ هَمَّ بِها »
لفظ « هم » را به ميلان و رغبت ترجمه كرده اند ؛ يعنى ، در خاطر يوسف نيز بى اختيار رغبتى و ميلانى پديد آمد ؛ چنان كه روزه دار را هنگام گرما آب سرد رغبت شود ؛ اما آهنگ نوشيدن نمى كند ، و اين رغبت بى اختيارانه مضرّ نمى باشد ؛ بلكه با وجود رغبت طبيعى ، احتراز از آن مايهء مزيد اجر و ثواب مى گردد . چنين است احوال حضرت يوسف ، كه اگر باوجود اين عوامل و اسباب به مقتضاى طبيعت بشرى در خاطر وى بدون اراده و اختيار ميلانى و رغبتى پديد آمده باشد ، منافى عصمت نمى باشد ، و از مقام او نمى كاهد .
از ابو هريره ( رض ) در صحيح مسلم روايت شده : اگر يكى از ستمگاران به بدى ميل كند ، امّا بر آن عمل ننمايد ، در ديوان حسنات وى يك نكوئى نوشته مىشود . خداوند مى فرمايد :
او باوجود ميل و رغبت ، از آن بدى دست كشيد !
به هرحال باوجود اشتراك لفظى ، از « هم » زليخا تا « هم » يوسف ، تفاوت از زمين تا آسمان است ! از اينجاست كه در قرآن هردو « هم » در يك لفظ جمع نشده ، و بر « هم » يوسف مانند « هم »
هامش
( 1 ) . تربيت