تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
( 21 ) بيشتر مردمان نمى دانند . تفسير : برادران يوسف را خوار مى خواستند ؛ خداى متعال بر سپهر سعادتش ارتقا بخشيد : بسا مردمان كه از كوتاه نظرى نمى بينند چگونه در قبال تدابير بشر مشيّت الهى ( ج ) پيروز مى گردد !
وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً
و چون رسيد به قوّت خود ، داديم او را دانائى و علم ؛ تفسير : هنگامى كه قواى يوسف ( ع ) به حدّ كمال رسيد فيض عظيم الشان علم و حكمت به وى عنايت گرديد . عقده هاى دشوار را به دانش رساى خويش حل مى كرد . منازعات مردم را به حسن بصيرت فيصله مى نمود . به دقايق دين مى دانست « 1 » ؛ و آنچه مى گفت به عمل مى آورد ؛ از اخلاق سفيهان برى و در علم شرايع ماهر بود ، علم تعبير رؤيا بهرهء خاص او بود .
وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ
( 22 ) و همچنين جزا مى دهيم نيكوكاران را . تفسير : كسانى كه به رهنمونى فطرت ، يا به تقليد صلحاء و توفيق ازلى ، بر نوائب و حوادث شكيبا بوده ، اخلاق نيكو و رفتار پسنديده دارند ؛ خدا برايشان چنين اكرام و احسان مىكند .
وَ راوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِها عَنْ نَفْسِهِ وَ
و طلب كرد از يوسف زنى كه او در خانه اش بود از نفس او ؛ و
هامش
( 1 ) . به دقايق دين آشنا بود ، معرفت داشت ؛