تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
تفسير : از اين آيت برمى آيد كه برادران يوسف ( ع ) پيش تر نيز چنين آرزوئى از پدر نموده بودند ؛ امّا ، وى به فرستادن يوسف در معيّت آنها مطمئن نشده بود .
أَرْسِلْهُ مَعَنا غَداً يَرْتَعْ وَ يَلْعَبْ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
( 12 ) بفرست يوسف را با ما فردا ، تا نيكو خورد ميوه ، و بازى كند ؛ و هر آئينه ما او را نگاهبانيم ! تفسير : نيروى اين فرخنده از نشستن به خانه عاطل گردد ؛ سزاوار آن است وى را بگذارى به صحرا شود ؛ آنجا گوسفند مى چراند ؛ از ميوه هاى صحرا متمتّع مى گردد ؛ بازى مىكند ؛ و ورزش مى نمايد ! گويند : بازى آنها دويدن و تيرانداختن بود ؛ چنان كه ابو حيّان گويد ، بازى هاى مناسب ، كودكان را مايهء نشاط و شكفتگى گردد . خلاصه ، بردن يوسف ( ع ) را با خود به جدّيّت از پدر درخواست كردند ، و راجع به حراست وى مؤكّدا مطمئن گردانيدند ، مفسّران گويند : يوسف را نيز به رفتن و اجازه گرفتن از پدر تشويق كرده بودند .
قالَ إِنِّي لَيَحْزُنُنِي أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ وَ أَخافُ أَنْ يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَ أَنْتُمْ عَنْهُ غافِلُونَ
( 13 ) گفت يعقوب : هر آئينه اندوهگين كند مرا كه شما ببريدش از پيش من ؛ و مى ترسم كه بخورد او را گرگ ؛ و شما از وى بى خبر باشيد ! تفسير : هجران يوسف و رفتن آن با شما مرا غمگين مىكند ؛ و چون كودك است ، ترسم غافل نشينيد ؛ گرگ او را بخورد ! گويند : گرگ در آن بيابان بسيار بود . حضرت شاه ( رح ) مى نگارد : چون برادران يوسف مى خواستند گرگ را بهانه كنند ، در دل يعقوب ( ع ) نيز خطر