تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
برادران كوچكتر ، و بى مادر بودند . به فروغ فراست ، يا الهام ربّانى مى دانست كه مستقبل يوسف ( ع ) تابناك ، و سلسلهء دودمان نبوّت به ذات فرخندهء وى مربوط است . يوسف ( ع ) نيز با حسن زيبا « 1 » و سيرت دلاويز ، به كمال ظاهرى و معنوى ، محبّت پدر بزرگوار را بيشتر از ديگران به خود جلب نموده بود . اين امر بر ساير برادران ناگوار بوده ، مى گفتند : چون موقع فرارسد ، ما به كار پدر آئيم ؛ و وى نيز هنگام ناتوانى از نيروى ما مستفيد مىشود ؛ از كودكان چه آيد ؟ ! به اين پندار ، پدر را به سهو بزرگ منسوب مى كردند ، و فاقد موازنهء خير و شرّ مى خواندند .
اقْتُلُوا يُوسُفَ أَوِ اطْرَحُوهُ أَرْضاً يَخْلُ لَكُمْ وَجْهُ أَبِيكُمْ
بكشيد يوسف را يا بيافكنيدش در زمينى ، تا خالص بماند به شما توجّه پدرتان ؛ تفسير : چون آتش رشك در نهادشان فروزان بود ، مشوره « 2 » كردند و گفتند : تا يوسف ( ع ) موجود است ، نتوانيم عنايت و توجّه خاص پدر مهربان را به خود معطوف گردانيم ؛ بايست اين داستان خاتمه پذيرد ؛ يوسف كشته شود ، يا به ديارى دور تبعيد گردد كه هرگز نتواند بازآيد ؛ چون وى برداشته شود ، همه عنايات پدر از آن ما باشد ! گويا بنيامين را هيچ اهّمّيت نمى دادند ؛ محبّت پدر را با وى طفيلى محبّت يوسف ( ع ) مى دانستند .
وَ تَكُونُوا مِنْ بَعْدِهِ قَوْماً صالِحِينَ
( 9 ) و باشيد پس از وى گروهى شايستگان . تفسير : همين يك بار به قتل وى مى پردازيم ، يا دربارهء او گناه ديگر مى كنيم ؛ پس از آن توبه كرده از صلحا مى شويم ! مفسّران
« وَ تَكُونُوا مِنْ بَعْدِهِ قَوْماً صالِحِينَ »
را چنين تفسير كرده اند : بعد از يوسف ، كارهاى ما همه صورت مى گيرد ؛ زيرا ، پدر مهربان از يوسف ( ع ) دل
هامش
( 1 ) . با صورت زيبا ( ظ ) ( 2 ) . توطئه