كَما أَتَمَّها عَلى أَبَوَيْكَ مِنْ قَبْلُ إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ
چنان كه تمام كرد آن را بر دو پدر تو پيش از اين ؛ ابراهيم و اسحاق ؛ تفسير : يعقوب فروتنى كرد و نام خود را نبرد ؛ بل « 1 » پدر خود اسحاق و پدر وى ابراهيم را ياد كرد . خدا ( ج ) ابراهيم را خليل و پيغمبر خويش گردانيد ؛ نار را بر وى گلزار ؛ و دشمن وى نمرود را هلاك كرد ؛ اسحاق را به پيامبرى برگزيد ؛ از صلب وى پيغمبرى پديد آورد چون يعقوب ، كه تمام پيغامبران بنى اسرائيل از وى به وجود آمدند . در حديث است : « الكريم ابن الكريم ابن الكريم ابن الكريم ، يوسف ( ع ) بن يعقوب ( ع ) بن اسحق ( ع ) بن ابراهيم ( ع ) » .
تنبيه : حضرت يعقوب ( ع ) قسمتى از پيشين گوئى خويش را غالبا « 2 » از خواب حضرت يوسف ( ع ) دانسته بود كه در كودكى خوابى چنان فرخنده و مبارك ديده بود ، و چيزى را از خصال خوب و شمايل نيك يوسف ( ع ) مى دانست ؛ يا به وسيلهء وحى الهى آگاه گرديده بود .
إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
( 6 )
هر آئينه پروردگار تو دانا ، باحكمت است .
تفسير : وى از شايستگى و استعداد هركس آگاه است ؛ مناسب حكمت خويش به وى فيض مى بخشد .
* لَقَدْ كانَ فِي يُوسُفَ وَ إِخْوَتِهِ آياتٌ لِلسَّائِلِينَ
( 7 )
هر آئينه هست در داستان يوسف و برادران وى نشانه ها براى پرسندگان .
هامش
( 1 ) . بلكه
( 2 ) . ظاهرا