تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
صبر و ثبات در دنيا و آخرت مفتاح كاميابى است ؛ حسد و دشمنى جز نقص و خذلان بارنيارد ؛ عقل گوهرى بس شريف است كه انسان را بر دشوارى ها فيروز « 1 » ، و در زندگى كامياب مى گرداند . عاقبت ، شرافت ، اخلاق و پاكدامنى ، انسان را در نگاه دشمنان و حاسدان نيز گرامى و عزيز مى سازد . مفسران را در شأن نزول سوره چندين روايت است . از اجتماع همه به اين نتيجه مى رسيم : يهود مشركان مكّه را واسطه قرار داده از حضرت پيغمبر ( ص ) به امتحان پرسيدند : ابراهيم و اولاد وى به شام سكونت داشتند ؛ چه شد كه بنى اسرائيل به مصر انتقال كرد « 2 » ، و موسى ناگزير گرديد كه با فرعون مقابله كند ؟ ممكن است ، مسلمانان نيز به شنيدن داستانى اشتياق داشتند كه مفصّل و مربوط به تاريخ بوده ، از بصاير و عبر مملوّ باشد ؛ از طرف ديگر ، چون احوال و حوادث اين حكايت به احوال پيغمبر ( ص ) و قوم وى چندين شباهت داشت ، و تذكار آن ؛ حضرت نبوى را مايهء تسكين و تسليت ، و قوم وى را موجب عبرت بود ؛ پس بنابر تمام اين وجوه ، داستان حضرت يوسف - عليه السلام - در قرآن كريم به تفصيل كافى مذكور گرديد ، تا پرسندگان دانند كه چون سبب انتقال بنى اسرائيل ، يعنى يعقوب ( ع ) و پسران وى از شام به مصر واقعهء حضرت يوسف شد ، نسل اسرائيل در مصر فزونى گرفت ، تا آنگاه كه موسى ( ع ) مبعوث گرديده آنها را از غلامى فرعون و قبطيان نجات بخشيد .
إِذْ قالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ
( 4 ) چون گفت يوسف پدر خود را : اى پدر من ، ( هر آئينه من ) به خواب ديدم يازده ستاره و خورشيد و ماه را ؛ ديدم ايشان را به من سجده كنان . تفسير : اين خواب را در كودكى ديده بود كه يازده اختر با خورشيد و ماه به او سجده مى كنند . راست است « سالى كه نيكوست « 3 » از بهارش پيداست » !
هامش
( 1 ) . پيروز ، ( 2 ) . نقل مكان كرد ، ( 3 ) . نكوست