تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
تفسير : لعنت خدا ( ج ) در پى آنهاست ؛ هرجا روند ، در قفايشان رود ؛ و تا رستاخيز با لعنت ذكر شوند ؛ بلكه پس از قيامت نيز از تعقيبشان بازنايستد . طوق لعنت هماره در گردنشان باشد .
أَلا إِنَّ عاداً كَفَرُوا رَبَّهُمْ أَلا بُعْداً لِعادٍ قَوْمِ هُودٍ
( 60 ) آگاه باش ، هر آئينه عاد كافر شدند به پروردگار خود ؛ آگاه باش ، دورى باد مر عاد را ، كه قوم هودند . تفسير : بعضى مفسّرين بر آن اند كه روز قيامت ندا مىشود :
« أَلا إِنَّ عاداً كَفَرُوا
- الآية » . ذكر « قوم هود » با « عاد » شايد از اين جهت باشد كه تصوّر هردو در دماغ « 1 » شنونده يك جا وارد مىشود يعنى حال هود چه بود يا اين قوم همان است كه مورد اين عذاب واقع گرديد ؛ يا ممكن است تنبيه باشد بر اينكه عاد دو قوم بود : اولى و اخرى ؛ از اينجاست كه جاى ديگر خداوند ( ج ) فرمود :
« وَ أَنَّهُ أَهْلَكَ عاداً الْأُولى »
( النجم ، ركوع 3 ) اينجا مقصود « عاد اولى » است كه هود بسوى آنها مبعوث شده بود ؛ و اللّه اعلم .
* وَ إِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً
و فرستاديم بسوى ثمود برادر ايشان صالح را ؛ تفسير : اين قصّه در اعراف گذشت .
قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ
گفت : اى قوم من ، عبادت كنيد خدا را ؛ نيست شما را
هامش
( 1 ) . ذهن ، مغز