تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
جَمِيعاً ثُمَّ لا تُنْظِرُونِ ( 55 ) إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَ رَبِّكُمْ ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
( 56 ) همه ؛ باز مهلت مدهيد مرا . هر آئينه من توكّل كردم بر خدا ، پروردگار من و پروردگار شما ؛ نيست هيچ جنبنده ، مگر خدا فراگيرنده است موى پيشانى او را ؛ هر آئينه پروردگار من بر راه راست است . تفسير : اين هيكل هاى بيچاره سنگى چه گزندى به من رسانده توانند ؟ ! شما كه تهمتن و قوى به نظر مى آئيد ، در سپاه معبودان خويش داخل گرديد ! بر من كه چنين يكّه و تنهايم يكباره حمله آريد ! ذره‌اى از من كم كرده نمى توانيد ! بشنويد ؛ من خدا را گواه مى گيرم ، و شما نيز گواه باشيد ، كه من از معبودان باطل شما كاملا بيزارم ! شما همه گرد آئيد ؛ هر بدى كه توانيد هيچ دريغ مداريد ؛ و يك لمحه « 1 » مرا مهلت مدهيد ! بدانيد ، اعتماد من بر خداوند يگانه و بى نياز است ؛ حضرت او چنان كه پروردگار من است ، حاكم و مالك شما نيز مى باشد ؛ همه كوچكان و بزرگان كه در زمين روان اند ، در تصرّف اويند ؛ گويا ، موهاى ناصيتشان در يد اوست ؛ هرجا خواهد بكشاند و باز آرد ! هيچ‌كس نتواند از قبضهء اختيار او بيرون گريزد . ستمگاران از گرفت وى « 2 » نجات نيابند ؛ و راستان چون به وى پناه جويند ، دچار رسوائى نگردند . خداى من بدون شبهه بر راه مستقيم عدل و انصاف است ؛ آنجا نه ستم است و نه احسان بى موقع ؛ هركه بر آن راه خير كه وى نموده سپرى شود ، به حضرت او مى رسد ؛ و براى نگهبانى روندگان آن راه ، خود هميشه حاضر است .
هامش
( 1 ) . يك لحظه ( 2 ) . اخذ ، حملهء وى