وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ كَأَنْ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا ساعَةً مِنَ النَّهارِ و روزى كه برانگيزد خدا ايشان را ، گويا درنگ نكرده بودند مگر ساعتى از روز ؛ تفسير : چون اهوال و احوال دهشت افزاى رستاخيز را بينند ، همه لذايذ و آسايش عمر چندان حقير و فرومايه در نظر آيد كه گويا در دار دنيا بيشتر از يك ساعت به سر نبرده بودند ! به عمر گذشته تأسّف كنند كه چه بر باطل سپرى شده ! و چون مناظر طاقت فرساى آن را بينند ، پندارند كه در دنيا هيچ مدّتى نبوده اند كه ناگهان وقت فرارسيده ؛ يا بعد از قيام يكى دو ساعت گرفتار شده اند ! گويند : كاش مدّت عمرشان در دنيا درازتر بودى تا چنين روزى را بدين زودى نمى ديدندى . بعض مفسّران گويند كه آنها پندارند در برزخ قبر مدّت اقامتشان به قدر يك ساعت بوده است : و اللّه اعلم . يَتَعارَفُونَ بَيْنَهُمْ شناسا باشند با يكديگر ؛ تفسير : با وجودى كه « 1 » همدگر را مى شناسند ، هيچ مدد نتوانند ؛ « نفسى ؛ نفسى » گويند ؛ برادر برادر را ، و پدر پسر را ، كار نيايد : « فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ » ( المؤمنون ، ركوع 6 ) ؛ « يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ » ( عبس ، ركوع 1 ) . قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقاءِ اللَّهِ وَ ما كانُوا به تحقيق ، زيان كردند آنان كه تكذيب كردند لقاى خداى را ؛ و نبودند
تفسير كابلى (فارسى) — صفحة 79
مساهمون: محمود حسن ديوبندى
ص٧٩
هامش
( 1 ) . با وجود آنكه