جَزاءُ الظَّالِمِينَ
( 29 )
جزاى ستمكاران .
تفسير : يعنى ؛ گناهان تمام عمر بر تو ثابت مىماند ، و گناه خون من بر آن مىفزايد ، و به نسبت مظلوميّت من گناه من رفع مىشود ( موضح الفرقان ) .
فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ
پس آسان كرد مر او را نفس او كشتن برادرش را ؛
تفسير : در ابتدا شايد خلجان توليد شده ، و رفته رفته نفس امّاره اين خيال را پخته كرده باشد . اين كيفيّت عموما در ابتداى معاصى پديد مىآيد .
فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرِينَ
( 30 )
پس كشت او را ، پس گشت از زيانكاران .
تفسير : خسران دنيوى اين است كه برادرى نيك را كه قوّت بازوى وى بود از دست داد ، و خود ديوانه شده مرد . در حديث است كه « ظلم » « قطع رحم » چنان دو گناه است كه انسان پيش از آخرت در دنيا نيز سزاى آن را مىبيند . « خسران اخروى » اين است كه به باز كردن دروازهء ظلم ، قطع رحم و قتل عمد ، بدامنى را در دنيا ، به سزاى تمام آن گناهان مستوجب شد ، و در آينده نيز هر قدر از اين نوع گناهان در دنيا كرده شود ، چون وى بانى آنست به آن شريك مىباشد ؛ چنان كه در حديث مصرّح ذكر شده .
فَبَعَثَ اللَّهُ غُراباً يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوارِي
پس فرستاد اللّه زاغى را كه مىكاويد زمين را ، تا بنمايدش چگونه بپوشد